تبليغاتX
سایت پزشکی دکتررحمت سخنی Dr.R. Sokhani
مقالات علمی پزشکی عمومی تا فوق تخصصی/خاطرات پزشکی/درددلهای پزشکان و پرستاران/گوناگون rs272@yahoo.com

استرس و نارضايتي شغلي در خلبانان نظامي

تنظيم و انتخاب :دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه

نوشته:عليرضا کوليوند،ايرج ياسائي ،خدابخش احمدي از دانشگاه بقيه الله (عج)

 هدف اصلي پژوهش، يافتن پاسخ به اين سوال است كه نارضايتي شغلي در خلبانان نظامي  با چه عواملي در ارتباط است و نقش انواع استرس در اين زمينه چگونه است؟ پاسخ به اين سوال مي تواند به سازمانهاي هوانوردي بويژه نيروي هوايي كشور كمك كند تا رضايت شغلي و به تبع آن كارايي شغلي را در بين خلبانان افزايش دهند و ميزان فرسودگي را كاهش دهند.
روش: تحقيق به روش همبستگي انجام شد. انتخاب و مطالعه متغير از نظر فاصله زماني، مقطعي بود. جامعه آماري پژوهش، خلبانان هواپيماهاي نظامي شاغل در نيروي هوائي بودند. از اين تعداد مطابق معيارهاي برآورد حجم نمونه، تعداد 89 نفر به روش تصادفي منظم انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. شركت كنندگان پرسشنامه 32 سوالي مربوط به سنجش استرس هوانوردي و پرسشنامه رضايت شغلي مينه سوتا (MSQ) را تكميل كردند.
نتايج: نتايج حاصل از پژوهش نشان داد كه 48.3 درصد داراي استرس متوسط و 13.5 درصد داراي استرس زياد بودند. استرس خلبانان بترتيب عبارت بودند از: استرس زندگي، استرس سازماني، استرس پرواز يا هوانوردي و استرس برنامه پرواز. همچنين نتايج نشان داد كه رضايت شغلي بين -0.53 تا -0.22 با انواع استرس ها رابطه همبستگي معني داري دارد.
نتيجه گيري: لازم است برخي برنامه هاي آموزشي، اطلاع رساني، ارزيابي و سنجش و ساير خدمات روانشناختي بويژه در رابطه با مهارتهاي زندگي خانوادگي و سازماني در دسترس و در اختيار خلبانان نظامي قرار گيرد.

http://www.rs272.com/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
http://www.sid.ir/

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 1:5  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 
آسیبهای بدنی سلاحهاي گرم و سرد از نگاه تصوير

ویراستار :دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Stab wounds to back

Multiple stab wounds to back

Harry Voesten, Netherlands

Stab wounds to back - front view

Stab wounds to back

Harry Voesten, Netherlands

Shotgun wound to chest - lung injury at thoracotomy

Shotgun wound to left chest

Luis Filipe Pinheiro, Hospital S?Teot??, Viseu, Portugal

Shotgun wound to chest

Shotgun wound to left chest

Luis Filipe Pinheiro, Hospital S?Teot??, Viseu, Portugal

Gunshot to Abdomen. Entry wound. IVC Injury

Gunshot wound: Entry in right upper quadrant.

Luis Pinheiro. Viseu, Portugal

Gun Shot to the Abdomen

Gunshot abdomen - entry wound

Dr. Nedal Matar, Aleppo University Hospital, Syria

Dog bite to forearm

Dogbite to forearm

Luis Velazco M.D, Mery Cortes M.D, Barquisimeto, Venezuela

Stab Wound to the Abdomen

Stab Wound to the Abdomen, with omental protrusion.

Dr. Nedal Matar, Aleppo University Hospital, Syria.

Dog Bite to Forearm 02

Dog bite to forearm

Luis D. Velazco M.D, Mery Cortes M.D Barquisim

eto Venezuela

http://www.rs272.com/

www.trauma.org

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

Penetrating abdominal trauma - knife in situ

Penetrating abdominal injury - knife in situ

Dr. Daniel Maia, Hospital Geral do Graja?, S?o Paulo, Brazil

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 0:31  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 

   مين های جنگي و عوارض انساني آنها

تنظيم و تدوين مجدد:دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اورميه

نسلي از جوانان امروزي، کودکي خود را در پناه‌گاه‌ها و زيرزمين‌هايي تاريک گذرانيده‌اند، آنها زير نور شمع مشق نوشته‌اند و از معلمان‌هاي تلويزيوني الفبا را ياد گرفته‌اند. اين نسل گرچه امروز سرشار از خاطرات تلخ جنگ است، اما به زندگي عادي خود بازگشته است. جنگ ولي هنوز پايان نيافته است. مين‌ها، اين سربازان هميشه بيدار، همچنان دارند قرباني مي‌گيرند.

براساس آمارهاي رسمي دولت، هم اکنون شانزده‌ميليون مين خنثي‌نشده در ايران وجود دارد که بيش از دوميليون هکتار از مساحت کشور را غيرقابل استفاده و خطرناک کرده‌اند. بر اساس انفجار گاه و بي‌گاه اين مين‌ها در طول هر شبانه‌روز 2/2 نفر دچار مرگ يا معلوليت‌هاي دائمي مي‌شوند. بنابر يک پژوهش دانشگاهي در طول شش‌سال گذشته به صورت ميانگين هرساله هفت‌هزار حادثه انفجار مين در نقاط مختلف مرزي ايران رخ‌داده که 95% قربانيان آن غيرنظامي و بين 13% تا 25% کودک بوده‌اند.

مناطق آلوده به مين به صورت عمده در شهرها و روستاهاي 5 استان خوزستان، ايلام، آذربايجان‌غربي، کردستان و کرمانشاه واقع شده است که در فاصله سال‌هاي 59 تا 67 خطوط مقدم جنگ را تشکيل مي‌دادند. اختصاص داشتن مسئله مين به اين استان‌ها که اکثراً جزء استان‌هاي محروم نيز محسوب مي‌شوند باعث شده تا کمتر کسي به فکر حل مشکلات آنها باشد. بايد يادآور شد که افراد هرکدام به دليلي از دلايل زير در اثر انفجار مصدوم يا کشته مي‌شوند:

1.  چون نمي‌داند مين چيست و آثار انفجارش چه اندازه هست.

2. علاوه بر مين مواد منفجره ناشناخته ديگري نيز وجود دارد که خطري کمتر از مين ندارد.

3.  مکان‌هاي کاشت مين را بلد نيستند.

4. مشکل مواجه‌شدن با مين را نمي‌دانند يا مي‌دانند و مجبورند به دلايل فقر و ... به آن دست بزنند.

5.  نشانه‌هاي احتمال خطر را نمي‌دانند.

6.  راهکار مواجه با مشکلات مين را نمي‌دانند. 

 انواع مواد منفجر‌نشده: 1. مين‌‌ها 2. مهمات منفجر نشده 3. بمب‌هاي خوشه‌اي 4. وسايل نقليه زرهي و جنگي 5. سلاح‌هاي کوچک و بزرگ 6. انبارهاي مهمات

علت خطرناک بودن مواد منفجره نشده ::  الف: شديداً حساس و ناپايدارند.  ب:بسيار غيرقابل پيش‌بيني هستند.           

انواع مين ضدنفر: 1. مين‌هايي که با فشار منفجر مي‌شوند. 2.  مين‌هاي ترکش‌دار. 3.  مين هاي جهشي (دوزمانه)

روش‌هاي انفجار: 1. تماس مستقيم   2. تله‌اي انفجار  3. نزديک شدن (ميدان مغناطيسي)

علل برخورد افراد با مين ها: 1. رفتار خطرناک غيرعمدي (کنجکاوي, سن) 2. رفتار خطرناک عمدي (نياز اقتصادي، سرنوشت، شکست‌ناپذيري و ماجراجوي

عوارض حوادث مين و مواد منفجره: 1. تأثيرات جسماني  2. تأثيرات روحي و رواني 3 . تأثيرات اجتماعي و اقتصادي

نشانه‌هاي احتمال مين گذاري: 1. نشانه هايي از درگيري مسلحانه  2. لاشه يا اسکلت حيوانات  3. خاکريزها و سنگرهاي زيرزميني 4. وضعيت غيرطبيعي سطح زمين  5. جعبه‌هاي مهمات  6. وسايل نقليه نظامي (تانک‌ها)

7 . تجهيزات نظامي

مکانهاي مين گذاري:  1. مناطق نظامي  2. محل‌هايي که قبلاً درگيري مسلحانه رخ‌داده است.

3. محل‌هايي که بمباران شده‌اند (الف: ساختمان‌ها و تأسيسات تخريب‌شده. ب: خطوط انتقال انرژي، لوله‌هاي آب، مراکز ارتباطي مانند ايستگاه راديويي، دفاتر پستي و... ) 4. وسايل نقليه نظامي و تانک‌ها 5. سنگرها و خاکريزها

6. خطوط مرزي و خطوط مقدم درگيري‌ها 

راهکارهاي مواجه با مشکل مين: 1. خنثي‌سازي و پاک‌سازي با استاندارد بشردوستانه 2. آگاه‌سازي  3. حمايت از قربانيان   4. پيگيري قانوني   5. منهدم کردن انبارها

رفتار مناسب در مناطق مين گذاري شده: 1. از افراد بومي در مورد امنيت منطقه پرس و جو کنيد.  2. از مسيرهايي که معمولاً استفاده مي‌شوند عبور کنيد

http://www.rs272.com/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 0:22  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 

روانشناسی علمی اقدامات تروریستی

ويراستاري مجدد  :دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه

تاريخ آکنده از اقداماتي تروريستي است که جان بي گناهان بي شماري را گرفته يا زندگي آنها را به خطر انداخته است افراد بشر را از حقوق و آزاديهاي اساسي خود محروم ساخته مناسبات دوستانه ميان دولتها را در معرض خطر قرار داده و تماميت ارضي و امنيت دولت را به مخاطره افکنده است . امروزه تروريسم از راه صفحه تلويزيون به اتاق نشيمن خانه ي ما مي آيد در روزنامه ها و مجلات بر ما يورش مي برد و گاه به شکلي مستقيم تر زندگي ما را لمس مي کند.
تروريسم اغلب متضمن حمله به قربانياني بوده که در ايجاد شرايطي که ظاهرا محرک يا توجيه کننده خشونت تروريستي بوده است هيچ گونه نقش يا مسئوليتي نداشته اند تروريسم همواره براي قربانيان ماجرايي غمبار بوده است چه قربانياني که جان خود را مي بازند يا جراحتي بر پيکر خويش به يادگار مي برند و چه قربانيان عمومي تري که امنيت خاطر خود را تا مدت ها از دست مي دهند.
آنچه تروريسم دوران ما را از دوران هاي گذشته متمايز مي سازد اين است که امروزه طاعون تروريسم همه ملت ها و مناطق را آلوده کرده و از حوزه هاي ستيز داخلي به سياست جهان سرريز کرده است . در عصر ما تروريسم از تهديدي ملي به تهديدي بين المللي و جهاني مبدل شده است.
امروزه تروريست ها با جلب مساعدت هم پيمانان فرامرزي و با تاکيد بر ارتباطات و شبکه هاي مالي تقريبا مي توانند هر جا اراده کنند اقدامات تروريستي خويش را سازماندهي كنند.
تعريف تروريسم:

واژه ترور از ريشه لاتين ترس (ters ) به معني ترساندن و ترس وحشت است واژه هاي تروريسم و تروريست (terrorist ) به نسبت واژه هايي نو پا هستند . در پيوست تکميلي فرهنگ لغات فرهنگستان علوم فرانسه تروريسم چنين معنا شده است :((نظام يا رژيم و وحشت)) برپايه فرهنگ لغات فرانسه اي که در سال 1796 منتشر شده است ژاکوبن ها گاه در سخنان و نوشته هاي خود اين اصطلاح را با برداشتي مثبت در باره خودشان بکار مي برده اند.
ادموندبرک انگليسي در نوشته هاي خود در سال 1795 از ((هزاران درنده دوزخي که خود را تروريست مي خوانند)) و به جان مردم افتاده اند باد کرده است در آن زمان منظور از تروريسم فرازي از انقلاب فرانسه بود که تقريبا از مارس 1793 تا 1794 را در بر مي گرفت اين واژه کمابيش با عبارت "حکومت وحشت" هم معنا بود . در مجمع ملي انقلابيون فرانسه ترور بعنوان يک قانون به تصويب رسيد و در همان سال 1793 در حمله موسوم به ترور اول رقمي بيش از بيست هزار نفر از جمله تعداد فراواني روحاني مسيحي و هوادار سلطنت خودکامه در سراسر فرانسه کشته شدند در کليساها را بستند و کاندرال معروف نوتردام را تبديل به محل تجمع ها و نمايش تئاتر نمودند.
بعدها واژه تروريسم معنايي گسترده تر يافت و در فرهنگ هاي لغت معادل نظام وحشت و ترور تعريف شد و تروريست کسي بود که مي کوشيد به کمک نظامي از هراس افكني مبتني بر قهر ديدگاههاي خود را پيش ببرد.
بر پايه دانشنامه بريتانيکا تروريسم به معني "کاربرد سيستمانيک ارعاب يا خشونت پيش بيني ناپذير بر ضد حکومت ها، مردمان يا افراد براي دستيابي به يک هدف سياسي است"
براي اين پديده بيش از يکصد تعريف ارائه شده است و طي سه دهه گذشته نيروي فکري قابل ملاحظه اي صرف پاسخ گفتن آن شده است اما اتفاق نظر در يک تعريف واحد بين پژوهشگران اين حيطه وجود ندارد تنها ويژگي که عموما بر آن اتفاق نظر دارند اين است که تروريسم همواره متضمن خشونت يا تهديد به خشونت ورزي است .
شايد علت اين افتراق در نظر اين باشد که انواع مختلف تروريسم وجود دارند و تعريفي که در مورد يک نوع تروريسم صادق است ممکن است که در مورد ديگري صادق نباشد.
تروريسم مقدس:
احياي فعاليت هاي تروريستي براي حمايت از مقاصد و اهداف مذهبي يکي از چشم گيرترين و غيره منتظره ترين رخدادهاي سال هاي اخير به حساب مي آيد . در ادبيات ديني اين پديده با عناويني چون تروريسم "مقدس" يا مذهبي توجيه شده است.
در هندوستان تروريستهاي ((سيك)) از سال ها پيش در تلاش ايجاد يک حکومت مستقل بودند.
در سرزمين هاي اشغالي موعود باوران يهودي فعاليتي را به عنوان طرح معبد حضرت سليمان (ع) سازماندهي کردند اين طرح در واقع توطئه اي بود براي تخريب زيارتگاه هاي مقدس مسلمانان که بر بقاياي معبد دوم (The secand Temple) يعني مقدس ترين مکان يهودي ها ساخته شده بود عاملان اين طرح اميدوار بودند که پس از آن بتوانند معبد سوم (The Thired Temple) رانيز بنا کنند به عقيده آنها اين امر ظهور ناجي موعود بني اسرائيل را تسريع مي نمايند.
عوامل بمب گذاري در کلينيک هاي سقط جنين در آمريکا همواره به کتاب مقدس استناد مي کنند. تا به حال چندين گروه تروريستي با الهام از موعود باوري کتاب مقدس اعلام موجوديت کرده اند . موارد مشهور اين گروهها مي توان از ميثاق (convenant) شمشيه (sword) دست خدا (The Arm of lard) و انجمن ديني (The order) نام برد.
هر چند اين پديده از سوي بسياري مورد توجه قرار گرفته است اما تا به حال هيچ کس در صدد متمايز کردن ويژگيهاي تروريسم مقدس از انواع سياسي يا سکولار آن بر نيامده است
اما ذکر اين نکته مهم است که اديان اساسا با ترور مخالفند و آنچه تحت عنوان تروريسم مقدس مشاهده مي شود انحرافي از اصل دين مي باشد که نمونه هاي آن در تاريخ بسيار عيان مي باشد در مورد اسلام بايد گفت پس از قيام خوارج که اندکي پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) به وقوع پيوست تقريبا همه شورشيان از ترور به عنوان يک ابزاراستفاده کرده اند نکته قابل توجه اينکه اين گروه( خوارج) امام مسلمين علي (ع) را مورد هدف تروريستي خود قرار دادند.
در ماجراي ترور عثمان بن عفان از جمله افرادي که به شدت با اين عمل مقابله کرد شخص علي بن ابيطالب بود او و فرزندانش سعي در جلوگيري از اين عمل توسط مخالفين عثمان بودند بعد از اينکه علي (ع) ترور شد با اينکه رهبر مسلمين بود هرگز دستور قتل عام صادر نکرد حتي از بد رفتاري با قاتل خود جلوگيري نمود . اما در دورانهاي بعد با انحراف از تعاليم اسلام ترور توسط گروههاي اسلامي باب گرديد که نمونه بارز آن فرقه ي اسماعيليه ي نزاري مشهور به حشاشي يا باطني ها(1275-1090) بودند.اين گروه براي پيش برد اغراض سياسي خود متوسل به ترور مخالفين خود مي شد.
در دوران جديد القاعده بعنوان مخوف ترين سازمان تروريستي دنيا دوراني از وحشت را در دنياي مدرن افکنده است .اين گروه متعصب با سازماندهي حمله به مراكز مهم و کشتار هزاران انسان بي گناه دوران جديد را در هاله اي از وحشت فروبرده است انسانهايي که نمي دانند چرا و به چه گناهي کشته مي شوند. کشتار مردم بي گناه عراق که چند جنگ خانمانسوز را تجربه کرده اند از جمله فعاليت هاي تروريستي اين گروه مي باشد حمله به مترو لندن و کشتار زن و مرد و کودک بي گناه و همچنين انفجارهاي مادريد نيز محصول اين شبکه مي باشد اما اينکه القاعده چگونه و چرا تاسيس گرديد خود داستان مفصلي است که در جاي ديگر به آن پرداخته خواهد شد.
گروههاي منحرف تروريستي يهودي و مسيحي که اغلب اباحي و موعود باور هستند يک مبارزه ي اجتماعي فاجعه بار را در سر مي پرورانند گويي معتقدند که جهنم قبل از بهشت مقدر شده است.
در اين ميان بنيادگرايان يهودي که از تعاليم اصلي دين يهودجدا شده در قالب صهيونيست هاي افراطي فعاليت مي کنند حاضرند در راه اهداف کورشان دست به هر اقدامي ضد بشري بزنند.
کشتار هاي گسترده اي که امروزه در فلسطين رخ مي دهد گوشه اي از فعاليت هاي بنيادگرايي يهود است اگر چه اين کشتارها با سکوت و حتي انكار برخي از سازمانهاي بين المللي که طبعا وظيفه آنها جلوگيري از وقوع درچنين رخدادهايي است صورت مي گيرد اما آنچه مسلم است اين رفتارها از حافظه افکار عمومي ووجدان آگاه بشري پاک نمي شود.کشتار انسان هاي بي گناه در هر شکل وهر عنواني محکوم است .
ترور اينديراگاندي نخست وزير اسبق هند در 31اکتبر 1983 و ترور فرزند وي راجيوگاندي نخست وزير بعدي در يک ميتينگ انتخاباتي در 21مه 1990بدست بنيادگرايان سيک ،انتشار گاز سمي در مترو توکيو توسط هواداران فرقه آئوم شين ريکيو در 20مارس 1995که 12کشته و500آسيب ديده به جاي گذاشت از جمله نمونه هاي ترورسيم بنيادگرا به شمار مي رود .
ترورسيم نو:

از يک ديدگاه ،ترورسيم با گونه هاي گذشته آن اين تفاوت را دارد که قربانيان آن اغلب شهروندان بي گناهي هستند که يا بطور تصادفي انتخاب شده اند با آنکه صرفاً بطور اتفاقي در موقعيت هاي تروريستي حضور داشته اند ،به ديگر سخن در زمانه ما كفه قربانيان ترور کور سنگين تر از ترور چهره هاي سرشناس شده است .
از ديگر ويژگي هاي ترور در سده بيستم ،تاثير شگرفي است که پيشرفت هاي تکنولوژيک بر سرشت ونمود تروريسم گذاشته است .از يک سو برخي نوآوري هاي تکنولوژيک مانند ابداع جنگ افزارهاي خودکار و مواد منفجره فشرده اي که به کمک جريان برقي منفجر مي شوند ،به تروريست ها پويايي وقدرت مرگ آفريني تازه اي بخشيد .امروز نيز باتوجه به عمق وشدت وابستگي جوامع يشرفته در همه امور خود به ذخيره سازي ،بازيابي ،تحليل و انتقال اطلاعات ،اصطلاح،(( تروريسم اطلاعاتي)) وارد قاموس گفتمان تروريسم شده است وحتي امروزه صحبت از آن است که چه بسا گروه هاي تروريست با وارد ساختن ويروس هاي کامپيوتري بزرگترين شرکت ها وحتي نيرومند ترين ودولت ها را نيز به زانو درآوردند .
به گفته لاکور امروزه يک نفرتروريست مي تواند با ده ميليارد دلار سرمايه وبه کارگيري 20خرابکار کامپيوتري که مي توان آنها را تربيت کرد ابالا ت متحده را به زانو درآورد .
با اينکه تروريسم سنتي بصورت يک مزاحم ادامه خواهد يافت ولي امروزه و در آينده بيشت از امروز هيجانات سيراب شده ازآبشخور باورهاي مذهبي -فرقه اي ملت گرايانه لحني منجي مابانه و پيامبرگونه به خود مي گيرد. ما با پيدايش گونه هاي تازه اي از خشونت تروريستي مواجه هستيم که برخي برنگراني هاي زيست محيطي و شبه مذهبي استوارند ،برخي نيز آميزه اي از اينها و ديگر تاثيرات را در خود دارند.
همچنين شاهد خيزش گروههاي کوچک فرقه اي هستيم که جز نابود کردن تمدن ،و در برخي موارد حتي نابودي نوع بشر ، هيچ برنامه، سياست يا اجتماعي روشني ندارند.
تروريسم در گذشته با اينکه براي قربانيان ماجرايي غمبار بوده ولي همانگونه که گفتيم از منظر تاريخي چيزي بيش از يک مزاحم نبوده است. گرچه در گذشته حتي خونين ترين رويدادهاي تروريستي هم تنها تعداد نسبتا محدودي از افراد تحت تاثير قرار مي داد ولي ديگر چنين نيست و ممکن است در آينده بيشتر چنين نباشد ،زيرا براي نخستين بار در طول تاريخ ، جنگ افزارهايي با قدرتي فوق العاده ويرانگر به صحنه آمده است که هم به سهولت قابل تهيه است وهم ردگيري آنها دشوار است.
پيوند فناوري و تروريسم آينده اي نامعلوم و هراس آور را براي بشريت رقم خواهد زد.
موضع متفکران اسلامي در برابر تروريسم:
شريعت اسلامي نيروي قدرتمندي در خاور ميانه است و اسلام مدعي داشتن هواداراني نزديک به 20درصد جمعيت جهان است مهمتر از آن ،شريعت اسلامي متعرض مسئله قانوني بودن {يا نبودن} ترور- خشونت شده و در قبال آن موضعگيري کرده است . بنابراين با توجه به حساسيت هاي شديدي که نسبت به اسلام و مسلمانان خصوصا در غرب وجود دارد شناخت نظر اسلام و متفکران مسلمان نسبت به مسئله تروريسم بسيار مهم بنظر مي رسد.
نقطه آغاز حقوق اسلامي قرآن ،کتاب مقدس مسلمانان است که به حضرت محمد(ص) وحي شده است . اما قرآن بيش از آنکه يک منبع حقوقي باشد روايت وحي شده به حضرت محمد (ص) است و به ندرت کلام اخر را در باب يک موضوع حقوقي به دست مي دهد بنابراين نظريه حقوقي اسلام بوسيله يک روش مشخص حقوقي معروف به سنت استخراج و بسط مي يابد . سنت که از لحاظ لغوي به معناي روش است، تفسير و تدوين گفته هاي حضرت محمد (ص)، سنت عملي او ، عرف ها و رويه هايي است که تلويحا به تائيد او رسيده است . بدين ترتيب "حقوق اسلامي" از شبکه کاملي از اصول در هم تنيده حقوق تشکيل شده است . در مقايسه نظام حقوق اسلامي با نظام حقوقي ايالات متحده ، مي توان قرآن را به مثابه قانون اساسي ، سنت را هم بعنوان مندرجات حقوق عرفي و هم به منزله روش تحليل اين حقوق ،و شريعت را به عنوان كليت جمعي و نهايي همه قوانين دانست.
شريعت اسلامي نوعي حقوق زنده است و در اکثريت کشورهاي خاور ميانه و برخي کشور هاي خارج از منطقه خاورميانه بعنوان منظومه معتبري از نظريات فضايي شناخته شده است بر اساس تصميم کميته حقوقدانان ملل متحد [United Nation Cmmittee of jurists] "نظام حقوقي مسلمانان نظامي است که در اصالت آن ترديد نم توان کرد و به عنوان يک نظام حقوقي که عمدتا تحت تاثير سرشت متمايز يک همبود اجتماعي(social commun:ty)
بسيار متفاوت با همبود هايي است که بستر بلوغ هنجاري ساير نظام هاي حقوقي بوده اند استقلال آن آشکار است"
شريعت مرجع حقوقي ملموسي است که در جمعيت هاي مشخص آن را پذيرفته اند و حقوق بين الملل نيز ان را به رسميت شناخته است.
در قرآن بعنوان نخستين منبع حقوقي اسلام ترور به عنوان يك عمل نكوهيده معرفي شده است: "هر كس انساني را بكشد مثل اين است كه همه انسانها را كشته است و هر كس انساني را از مرگ نجات دهد مثل اين است كه همه انسانها را نجات داده است "توجه و عنايت ويژه قرآن به حيات انسانها يكي از نكات برجسته تعاليم قرآني است در قرآن خودكشي بعنوان يك عمل منفور ياد شده و انسانها را به شدت از آن نهي نموده است. آنچه كه امروزه تحت عناوين عمليات انتحاري ياد شده و به اسلام نسبت داده مي شود هيچ محمل حقوقي در دين ندارد كساني كه دست به چنين اقدامي مي زنند اولا بايد مشخص شود كه انگيزه آنها از اين عمل چيست؟ ثانيا كساني كه اقدام به چنين عملياتي مي كنند آخرين و تنها چاره آنها بوده است چرا كه هيچ انساني حاضر نمي شود حياتي ترين چيز خود كه همانا زندگي اوست به بهايي اندك قرباني كند. براي پيش بردن بحث، اگر موضع تروريست ها را بپذيريم : كه تروريسم جنگ است و آماج هاي غير نظامي، حقيقتا " رزمندگاني در يك ارتش" دشمن باشد، باز هم شريعت اسلام چنين اقداماتي را محكوم مي سازد.
حقوق اسلامي براي اعمال نيروي نظامي توسط يك دولت ، محدوديت هاي صريح و اكيدي قائل است . اين تصور غرب كه اسلام مشوق اوج گيري فعلي خشونت در خاور ميانه يا سهيم در آن است كاملا خطا است ، شريعت اسلام توصيه به تجاوز كاري نمي كند .
بر مبناي فقه اسلامي تمام جنگ ها ، مگر جهاد يعني جنگ مقدس براي اشاعه خداپرستي، غير قانوني است
،جهاد به هيچ وجه به معناي "جنگيدن " يا جنگ نيست ، ترجمه صحيح تر و نزديكتر به ريشه عربي اين واژه "تلاش" ،" كوشش" يا جدوجهد مانند جديت و تمام تلاش هاي يك فرد براي پيروزي بر شيطان است . جهاد وظيفه اي نيست كه ضرورتا نيازمند سربازان يا حتي جنگ فيزيكي سازمان يافته اي باشد.
شافعي از فقهاي بزرگ اسلامي ، توضيح مي دهد كه جهاد بيشتر يك تكليف جمعي براي مقابله با نفوذ دارالحرب در زنگي روز مره و شكلي از تعارض ابدي و فلسفي است كه سرخسي  از محققان اسلامي ، آن را مسئوليتي مي داند كه (( تا پايان تاريخ همواره برقرار است )).
جهاد يعني موظف بودن به پاسداري از اسلام و بيشتر مبارزه اي هدفدار و محترم است تا يك اقدام خشونت بار كنترل نشده براي نابودي.
همچنين بايد ياد آور شد كه شريعت اسلامي حكم به نبردي فعال و مستمر يا حتي جنگ مسلحانه واقعي نمي دهد . بهترين در يافت ، آن است كه جهاد را نوعي ((وضعيت جنگي)) بدانيم كه در آن ساير اشكال غير خشونت آميز مجاب سازي نيز به همان اندازه معتبر است . براي نمونه : آيت الله خميني تاكيد داشت كه تلاش هاي "جدي" براي حفظ اسلام ضرورتا مستلزم نبرد عملي نيست: ما بايد كار خود را با فعاليت تبليغاتي شروع كنيم. ما بايد اين خيانت را افشا كنيم و بايد باصداي رسا فرياد بزنيم تا مردم آگاه شوند.
ابوحنيفه  از فقهاي صاحب نام ، هوادار تساهل ، جنگ را تنها در هنگامي مجاز مي دانست كه دارالحرب به تهاجم و رودررويي با دارالسلام بپردازد.
الشيباني  در يك نمونه تاريخي برجسته ، آشكارا و بشدت حاكم قرن هيجدهم امپراطوري عرب را به دليل حمله به يك شهر مسيحي محكوم ساخت . چرا كه مسيحيان ابتدا حمله نكرده بودند و اين خشونت بي محرك ، منجر به خونريزي غير ضروري شد .
در واقع ، يكي از مهمترين جنبه هاي حقوق اسلامي – كه بيش از همه دستخوش سوء تفاهم شده است – مفهوم جهاد بعنوان يك جنگ دفاعي است . ابن تيميه  در دوران جنگهاي طبيعي – يعني هنگامي كه دارالسلام براي نفس بقاي خود مي جنگيد و نمي توانست توقع مسلمان كردن فعالانه دارالحرب مهاجم را داشته باشد – فتوا داد كه جهاد يك نوع دفاع يا پاسداري از اسلام است . اگر ضرورت شديدي براي تضمين حيات اسلام ،يا براي تنبيه كساني كه به نابودي اسلام كمر بسته اند در ميان نباشد حملات نظامي يك دولت مسلمان نوعي ((جنگ غير مذهبي )) و بنابراين غير قانوني شناخته مي شد.
محدوديت هاي شكلي نيز به كنترل جهاد كمك مي كند . از نظرفني ، امام (رئيس دولت ، قاضي القضات و امام جماعت) تنها كسي است كه صرفا پس از شكست تلاش براي مذاكره در مورد تسليم مسالمت آميز دشمن ، مي تواند حكم جهاد دهد . اين خود نمايانگر مانعي بزرگ در برابر جهاد است ‌؛ علما نيز به نوبه خود بر اساس حكم فارابي (10) حقوقدان و فيلسوف اسلامي، موظف به امتناع از دادن جواز براي موارد زير هستند:
1- جنگ هايي كه محرك آنها سود شخصي حاكم همچون طمع قدرت ، افتخار يا احترام است
2- جنگ هاي غلبه جويانه كه حاكم براي منقاد ساختن مردم ساير نقاط ، غير از مردم شهر تحت حكومت خويش اعلام مي دارد.
3- جنگ هاي تلافي جويانه كه هدف آن را مي توان از راه هايي غير از اعمال زور تامين كرد.
4- جنگ هايي كه تنها به دليل تمايل يا لذت بردن حاكم از كشتار ، به مرگ انسانهاي بي گناه مي انجامد.
اقدامات جنگي قاعده مورد تشويق نيست ، بلكه استثنايي دشوار است . جنگيدن نوعي نا بهنجاري اجتماعي " يا بيماري اجتماعي" است.
هر اقدام به خشونت سياسي خواه آن را جنگ بناميم يا تروريسم – بايد تمام معيارهاي جهاد را بر آورده سازد شريعت اسلام هر اقدام خشونت آميز نظامي ديگري را محكوم مي داند .
اقدامات ممنوع:
از آموزه هاي ديگر شريعت اسلامي آشكار كننده يك مجموعه ديگر از اقدامات ممنوعي است كه به طور مستقيم با تروريسم بين المللي ارتباط دارند بطور مشخص حقوق اسلامي بر حفاظت گسترده از ديپلمات ها تصريح داشته ، گروگانگيري را محدود ساخته و انهدام غير ضروري دارايي واقعي يا شخصي دشمن را قدغن كرده است . قطع نظر از اينكه هدفهاي سياسي تروريستها چقدر شريف باشد شريعت اسلام بكارگيري هيچ ابزار خشونت باري را نمي پذيرد.
نخست فقهاي مسلمان حقوق ديپلمات ها را غير قابل نقص مي دانند . لحاظ تاريخي اسلام ربودن يا كشتن فرستادگان خارجي را ممنوع شناخته است
حضرت محمد (ص) سفيراني را كه از دارالسلام ديدار مي كردند پذيرا مي شد و حتي به آنها هديه مي داد. نه تنها بايد از نمايندگان خارجي در برابر كليه صدمات جسمي حافظت كرد بلكه بايد براي آنها آزادي عبادي و معافيت از عوارض واردات قائل شد
نتيجه اين قوانين در عصر حاضر آن است كه هيچ تروريستي نمي تواند به آزادي هاي نمايندگان كشور ديگر تجاوز كند . ايمني و احترام ديپلمات ها امري مقدس است.
شريعت اسلام ، براي گرورگانگيري نيز محدوديت هاي چندي وضع كرده است ، مي توان افراد را دستگير و در طول ايام جنگ بازداشت نمود ، ولي بايد آنها را با گروگان مسلمان مبادله كرد ( يا به عنوان حسن نيت بطور يكجانبه آزاد نمود)
مطابق نظر الشيباني ، جاسوسي از حيث اهميت نازل تر از دزدي است و ما دام كه فرد جاسوس ، شهروند يك دولت اسلامي باشد، مسلما هيچ دليلي براي مرگ او وجود ندارد . در هر حال هر گونه استفاده از گروگان ها بعنوان سپر انساني به صراحت قدغن شده است ، يعني نمي توان از هيچ زنداني بعنوان سپر محافظ نگهبانش در طول حمله دشمن استفاده كرد . احترام به زندگي انسان و دارايي شخصي از اصول اساسي شريعت اسلام است . هيچ فرد غير جنگجويي را نمي توان كشت مگر عمدا از وي بعنوان سپر دشمن استفاده شده باشد يا آنكه بطور غير عمد در جريان يك حمله شبانه يا حمله اي از راه دور به كمك منجنيق هدف قرار گيرد .
تعرض جنسي، اخته كردن ، گردن زدن، كشتن از راه سوزاندن ، يا قتل عام مطلقا ممنوع است.
بنابر اين آنچه كه امروزه تحت عنوان گروگانگيري و قتل گروگان ها از سوي گروههاي تروريستي موسوم به گروهاي اسلامي مشاهده مي شود به هيچ عنوان نظر اسلام نيست بلكه نظر افرادي است كه به دنبال منافع خود هستند يا انگيزه هاي ديگري را در ذهن دارند . همانطور كه خداوند مي فرمايد (( و ما ارسلناك الا رحمته للعالمين)) و اي رسول ماترا نفرستاديم مگر آنكه رحمت براي اهل عالم باشي)) بنابراين اسلام بر خلاف نظر بدخواهان نه تنها دين ترور و خشونت نيست بلكه دين منابع: صلح ، رحمت و عدالت است

http://www.rs272.com/

http://www.teror-victims.com

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 0:12  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 

       کلیات روانشناسي نظامي

دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اورميه

روانشناسي در حوزه نظامي به مسائلي از اين قبيل مي‌پردازد که چگونه مي‌توان به گزينش نيروهاي نظامي دست زد، بطوري که عملکرد اين نيروها با اهداف واحد نظامي همخواني داشته باشد.

  • چگونه مي‌توان نيروها را فعال و نيرومند نگه داشت و از تأثيرات عوامل مخرب دور نگه داشت و فعاليتهاي آنها را در راستاي اهداف مورد نظر تنظيم کرد؟
  • چگونه مي‌توان قوانين و مقررات را به اجرا گذاشت؟ کدام نوع قوانين تغيير رفتار را مي‌توان به کار بست؟
  • چه نوع شخصيتهايي مناسب محيطهاي نظامي هستند و براي هر پستي مورد نياز است؟
  • در مواقع بحران ، چه شرايط و چه موقعيتهايي را براي کاهش اثرات استرس بايد پياده کرد؟
  • با مسأله‌اي با عنوان اسارت چه برخوردي مي‌توان داشت؟

چگونه مي‌توان به کشف برخي حقايق نائل شد؟

اينها موضوعاتي هستند که در حيطه روانشناسي نظامي مطرح هستند و در کل هدف بررسي و اعمال روشهايي است که رسيدن به اهداف اساسي نظام را ميسر مي‌سازد. در واقع روانشناسي نظامي سهولت اجراي تغييرات و روشهاي مورد نظر را فراهم مي‌سازد.

ارتباط روانشناسي نظامي با ساير حوزه‌هاي علمي

در حيطه روانشناسي ، ارتباط بسيار نزديکي بين روانشناسي نظامي و ساير حوزه‌ها وجود دارد. هر چند اين ارتباط بين روانشناسي نظامي و برخي حوزه‌ها بسيار عميقتر مي‌نمايد، اما اين حوزه با اکثر حوزه‌ها رابطه نزديک دارد هر چند اين ارتباط گاه بسيار غير مستقيم به نظر مي‌رسد. روانشناسي نظامي با روانشناسي اجتماعي ، روانشناسي سازماني ، روانشناسي مديريت ، روانشناسي قانوني ، روانشناسي جسماني ، روانشناسي شخصيت ، روانشناسي رفتارگرا ، روانشناسي شناختي ، ارتباطات نزديک دارد.
از يافته‌هاي ساير حوزه‌هاي روانشناسي مثل روانشناسي تجربي ،
روانشناسي فيزيولوژيک ، روانشناسي احساس و ادراک ، روانشناسي انگيزش و هيجان ، تفاوتهاي فردي و ... نيز استفاده‌هاي شايان توجهي مي‌شود. روانشناسي تربيتي ، روانشناسي کودکان استثنايي و يافته‌هاي آنها ارتباط بسيار ناچيزي با روانشناسي نظامي دارند. در ساير حوزه‌هاي علمي روانشناسي با شاخه‌هاي مختلف علوم اجتماعي ، علوم سياسي ، علوم زيستي و پزشکي پيوند نزديک دارد. از سوي ديگر روانشناسي نظامي ارتباط بسيار نزديک با سياستها و خط مشيهاي يک کشور دارد. و در واقع به عنوان وسيله‌اي براي اجراي بهتر اهداف مورد نظر بکار مي‌برد.

روشها و ابزارهاي مورد استفاده در روانشناسي نظامي

روشهاي مورد استفاده در روانشناسي نظامي عمدتا همان روشهاي مورد استفاده در ساير حوزه‌هاي روانشناسي است. در اين شاخه با توجه به هدف مورد نظر از روشهاي مختلف گردآوري اطلاعات شامل مشاهده ، مصاحبه ، پرسشنامه ، نگرش سنجها و در موارد لزوم از آزمايشات نيمه تجربي استفاده مي شود. در واقع روانشناسي نظامي عمدتا کاربرد يافته‌هاي روانشناسي و ساير حوزه‌هاست که با يافته‌هاي تحقيقات مختص واحدهاي نظامي ترکيب مي‌يابد و نتايجي را منتشر مي‌کند که به حصول اهداف واحدهاي نظامي کمک مي‌کند. گاه در حيطه روانشناسي نظامي از انواع ابزارها و آزمونها نيز استفاده مي‌شود. اين آزمونها در پاسخ سؤالات مختلف مورد استفاده قرار مي‌گيرند مثل انواع آزمونهاي هوش و شخصيت براي گزينش افراد يا انتخاب در پستهاي حساس.

http://www.rs272.com/
http://daneshnameh.roshd.ir

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 23:58  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 

موج انفجاراورژانس طب نظامي

دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اورميه

سبب بروز موج انفجاري توسعه گازهاي سوزان و فشرده‌اي است که از انفجار با سرعت به خارج حرکت کرده و فشار اتمسفر اطراف را بالا مي‌برند. فيزيک امواجي که در لحظات بعدي به اطراف گسترده مي‌شوند سرعتشان از امواج اوليه زيادتر است. زيرا از داخل هوايي عبور مي‌کنند که توسط امواج اوليه گرم شده است.
به همين دليل اين فيزيک امواج ثانويه در يک زمان معين به فيزيک امواج اوليه مي‌رسند. و فشارشان باهم توأم مي‌گردد و تشکيل يک سطح مي‌دهند که به نام جبهه ضربه
(جبهه موج) خوانده مي‌شود. هنگامي که جسمي در برابر اين جبهه قرارگيرد، فشار رويه‌اي آن بالا رفته و در يک لحظه بسيار کوتاه به ماکزيمم اندازه خود مي‌رسد. اين فشار به سادگي جسم را دور زده و از همه طرف آنرا احاطه کرده و مي‌فشارد.

فشار انفجاري

فشار حاصل از فيزيک امواج انفجاري (کمپرس) يا فشار ناميده مي‌شود. در پشت جبهه ضربه هوايي که با موج انفجاري همراه است داراي سرعت زيادي است و فشار ديگري بوجود مي‌آيد که مي‌خواهد اجسام را در سوي حرکت خود به جنبش در آورد. در نتيجه يا آنها را واژگون مي‌کند يا مي‌غلتاند و يا قطعات آنها را از هم پاره مي‌کند. اين فشار بعدي را فشار ديناميک يا متحرک گويند.
بعضي از هدفها مانند ساختمانهاي بزرگ که پنجره‌ها و درهاي نسبتا کوچک و ديوار قوي دارند. در مقابل فشار استاتيک تأثر پذيرند، در حالي که برجها ، تيرهاي تلگراف و تجهيزات نظامي (مانند خودروها و توپخانه‌ها) بيشتر در اثر فشار ديناميک خسارت مي‌بينند. هر دو اين فشارها بر حسب پوند بر اينچ مربع مافوق فشار معمولي اتمسفر بيان شده و با علامت اختصاري (پ ـ ا ـ م) نشان داده مي‌شوند که به ترتيب از کلمات پوند ، اينچ و مربع اقتباس شده است.

مرحله مثبت و مرحله منفي

فشار ايجاد شده بوسيله انفجارها مانند T.N.T يا انفجار اتمي که شبيه هم هستند، اما مقدار و دوام زماني انفجار اتمي چند برابر زيادتر است. در ترکش سلاح 20 تني وقتي جبهه ضربه در حدود 400 تا 500 متر را پيموده فشار داخل آن با چنان سرعتي کاهش مي‌يابد که عملا از فشار اتمسفر اطراف کمتر مي‌شود. در اين حال يک فشار منفي ايجاد مي‌شود که هوا را مي‌مکد. اين مرحله به نام مرحله مکش يا منفي خوانده مي‌شود. تا از مرحله مثبت يا کمپرس ( تراکم ) متمايز گردد.
طول زمان مرحله منفي سه تا سه و نيم برابر مرحله مثبت است، در مرحله مثبت باد به طرف خارج حرکت مي‌کند، در حاليکه در مرحله منفي سوي باد به داخل است. درابتداي انفجار فشار به ماکزيمم مقدار خودش مي‌رسد (مرحله مثبت) ليکن به تدريج کم شده و به مقدار
اتمسفر مي‌رسد و سپس مرحله منفي آغاز شده و بالاخره مجددا به ميزان اتمسفر مي‌رسد .

مقايسه طول زمان فشار حاصل از انفجارات معمولي و هسته‌اي

در يک مسافت معين که فشار حاصل از انفجارات معمولي برابر فشار حاصل از انفجار هسته‌اي باشد دوام زمان فشار انفجار هسته‌اي 100 برابر يا بيشتر از دوام زماني فشار انفجارات معمولي خواهد بود و همين امر در ايجاد خسارت بيشتر بسيار موثر است.

تاثير موج انفجاري بر روي ساختمانها

مقاومت يک ساختمان در برابر موج انفجاري در درجه اول به قدرت و جنس ساختمان بستگي داشته و در درجه دوم بستگي به شکل آن و تعداد دريچه‌هاي موجود دارد، قويترين آنها ساختمانهاي چهار گوش فولادي و بتني هستند و ضعيفترين آنها چتري شکل کارخانجات‌اند که داراي تيرهاي سبک و طويل و سقفهاي بدون حايل مي‌باشد شکل ساختمان زياد موثر نيست، زيرا تقريبا تمام ساختمانها چهار گوش هستند. يک ساختمان باريک و طويل اگر از قسمت باريک خود در معرض موج انفجاري قرار گيرد خسارت کمتري خواهد ديد تا از قسمت پهن در معرض موج قرارگيرد.
موضوع شکل فقط در بعضي از قسمتهاي ساختمان موثر است. مثلا در مورد دود کشها و پايه پلها چون موج انفجاري بطور سريع همه اطراف آنها را احاطه کرده و دور تا دور را به يک ميزان مي‌فشارد. در نتيجه مقاومتشان بسيار زياد مي‌شود غالبا ديده شده است شکسته شدن سريع درها و دريچه‌ها و خراب شدن قسمتهاي ضعيف يک ساختمان اغلب مفيد به نظر مي‌رسد، زيرا همين امر سبب مي‌شود که فشار درون ساختمان و خارج آن بطور سريع برابر شده و از ويراني زيادتر جلوگيري شود.


img/daneshnameh_up/9/95/exphouse.gif

سوي موج انفجاري و پناهگاهها

در يک انفجار هوايي در سطح زمين و نزديکي آن فشار موج انفجاري بيشتر روي سقف ساختمانها تأثير مي‌گذارد، ليکن در مسافتهاي دورتر تأثير بر روي ديوارها خواهد بود. واضح است که در سطح زمين و نزديکي آن ساختمانها و عوارض زمين امکان حفاظت کمتري دارند، در حاليکه در مسافتهاي دورتر ممکن است تپه ها و دره هاي تنگ حفاظت خوبي بوجود آورند همچنين اين امکان هم وجود دارد که دره هاي تنگ اثر موج انفجاري را افزايش دهند ايجاد حفاظت بوسيله ساير ساختمانها تنها تحت بعضي شرايط استثنائي مسير خواهد شد.

تاثير موج انفجاري روي يک شهر مدرن

اگر انفجار بمب 20 کيلو تني در ارتفاع 2 کيلومتري سطح زمين صورت گيرد، در دايره‌اي به شعاع يک چهارم مايل از سطح زمين صرف نظر از نوع ساختمانها انهدام کامل است. از آن به بعد تا مسافت يک مايلي ساختمانهاي بتني شديدا آسيب مي‌بينند. در صورتيکه بقيه ساختمانها به کلي ويران مي‌شوند. خانه‌هاي مسکوني تا مسافت 1.5 مايلي منهدم شده و تا مسافت 8 مايلي خسارت شديد ، متوسط و سبک خواهند ديد. پلها ، جاده‌ها و بزرگ راهها بخاطر شکل ساختماني‌شان در برابر موج انفجاري بسيار مقاوم هستند.
در
ژاپن پلهايي که داراي پايه فولادي بوده و از بتن تقويت شده ، ساخته بودند. فقط در قسمت سطح و نرده‌هاي اطراف کمي آسيب ديدند. و در نتيجه تا هنوز قابل استفاده بوده‌اند. فقط در يک مورد ، رويه يکي از پلها از پايه‌ها جدا شده و فرو ريخت. رويه وسيع پلهاي مطلق به علت خاصيت انعطافي خود پا بر جا مانده بودند. البته پلهاي نظامي نيز به همين اندازه از خود مقاومت نشان مي‌دهند، ليکن نبايد انتظار داشت که در برابر انفجار بمبهاي بزرگتر و يا از نوع ديگر ترکش (هوايي کوتاه و سطحي) چنين پايداري داشته باشند جاده‌ها و زيرسازي آنها ، آهن و خطوط آن نسبتا از موج انفجاري آسيبي دريافت نمي‌کنند فقط ممکن است بوسيله خرده سنگ و نخالي مسدود گردند.

http://www.rs272.com/
http://daneshnameh.roshd.ir

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 23:57  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 


درمان بيماري خطرناک غيبت

دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه

درمان اين بيماري خطرناک اخلاقي از جهاتي با درمان ساير بيماريهاي اخلاقي مشابه و از جهاتي متفاوت است و در مجموع رعايت امور زير براي پيشگيري يا درمان غيبت کار‌ساز است:
1-درمان اصلي هر بيماري جسمي يا رواني و اخلاقي جز با ريشه‌يابي عوامل آن و قطع کردن آنها امکان پذير نيست و از آنجا که عوامل زيادي در بروز و ظهور اين صفت زشت مؤثر بود بايد به سراغ آن‌ها رفت:
حسد ، کينه‌توزي انحصار‌طلبي، انتقام‌جويي، کبر و خود بر‌تر‌بيني، از عوامل مهمي بود که آدمي را به سراغ غيبت مي‌فرستاد و تا اينها از وجود انسان ريشه‌کن نشود صفت رذيله غيبت هم ريشه‌کن نخواهد شد
2-راه مهم ديگر براي درمان اين رذيله اخلاقي توجه به پي‌آمد‌هاي سوء معنوي و مادي، فردي و اجتماعي آن است، هر‌گاه انسان به اين نکته توجه کند که غيبت او را از چشم مردم مي‌اندازد و به عنوان فردي خائن، حق‌نشناس، ضعيف‌ و نا‌توان در جامعه معرفي مي‌کند و پيوند اعتماد و اطمينان را در جامعه متزلزل مي‌سازد


حسنات را از بين مي‌برد
گنا‌هان ديگران را بر دوش انسان مي‌گذارد
عبادات تا چهل روز پذيرفته نمي‌شود
غيبت کننده جزو نخستين کساني است که قبل از همه وارد دوزخ مي‌شود
اگر توبه کند و توبه او پذيرفته شود آخرين کسي است که وارد بهشت مي‌شود.

و به اين حقيقت توجه کند که غيبت حق‌الناس است زيرا آبروي خلق خدا را مي‌برد و ارزش آبروي هر کس همچون ارزش جان و مال اوست و تا صاحب حق راضي نشود خدا او را نمي‌بخشد و اي بسا غيبت مي‌کند و دسترسي براي جلب رضايت طرف پيدا نمي‌کند و اين بار گناه براي هميشه بر دوش او مي‌ماند. اگر غيبت‌کننده در اين امور دقت کند به
يقين از کار خود پشيمان و منصرف مي‌شود، و آنها که غيبت را وسيله تفريح و سر‌گرمي مجالس خودشان قرار مي‌دهند اگر در اين عواقب بينديشند قطعاً تجديد‌ نظر خواهند کرد.
3-غيبت‌کننده بايد به اين حقيقت توجه کند که نيرو‌هاي انسان محدود است، اگر نيرويي را که صرف تضييع آبروي اشخاص و شکستن موقعيت اجتماعي آنها مي‌کند، صرف رقابتهاي صحيح و سازنده نمايد، اي بسا در مدت کوتاهي از رقيبان خود پيشي گيرد و مقام والايي را که انتظار دارد در جامعه براي خويشتن فراهم سازد بي آنکه ضربه‌اي بر فرد يا جامعه وارد کند و عقوبات دنيا و آخرت را متوجه خود سازد.
غيبت‌کننده بايد به اين حقيقت توجه کند که غيبت کردن يکي از نشانه‌هاي بارز ضعف و ناتواني و فقدان شخصيت و عقده خود کم‌بيني است و او با غيبت کردن اين صفات دروني خود را آشکار مي‌سازد و پيش از آنکه شخصيت اجتماعي طرف را بشکند شخصيت خود را در هم مي‌کوبد.
اين نکته نيز حائز اهميت است که براي ترک غيبت مخصوصاً در مورد کساني که غيبت براي آنها به صورت يک عادت در‌آمده قبل از هر چيز:
مراقبت شديد و نظارت اکيد بر‌زبان است
پرهيز از معاشرت با دوستاني که او را به غيبت تشويق مي‌کنند
ترک مجالسي که مهيا براي غيبت است
کليه اموري که وسوسه غيبت در او ايجاد مي‌کند

. يکي از انگيزه‌هاي غيبت تبرئه خويشتن است مثلاً مي‌گويد اگر من مرتکب گناه شدم فلان کس که از من بهتر است همين عمل و يا عملي بدتر از کار من را انجام داده است.
در حديثي از
امام علي ‌ عليه‌السلام آمده است:
ما عمر مجلس بالغيبه الا خرب من الدين.
مجلسي به وسيله غيبت آباد نشد مگر اين که از نظر دين خراب گشت
.

http://www.rs272.com/

http://daneshnameh.roshd.ir

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 23:51  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 

روانشناسي جنگها ي دنيا 
دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اورميه

اهميت توجه به مسائل رواني جامعه در حال جنگ به اين علت است که بدانيم وجود فرد بيمار رواني به منزله عضوي در يک خانواده موجب اختلال جدي در روابط کل اعضاي خانواده مي گردد، در نتيجه کل مجموعه خانوادگي را در معرض استرسهاي بي‌شماري قرار مي‌دهد و اختلال استرس پس از وقوع سانحه در فرد ايجاد مي‌شود و در نوع خرمن. بيش از سه ماه طول مي‌کشد. از نظر معيار تشخيص ، فرد وقتي با سانحه دلخراشي مواجه مي‌شود و بعد از آن صحنه و حادثه را به طرق مختلف دوباره تجربه مي‌نمايد. اين اختلال سبب اختلال در امور اجتماعي و شغلي بيمار مي‌گردد.

تاريخچه عوارض رواني

عارضه عصبي – رواني يکي از بيماريهاي بسيار شايع دوران جنگ است و طيف قابل توجهي از جانبازان و مجروحين جنگي در اثر اصابت ترکش به جمجمه و عوارض ناشي از موج انفجاري دچار صدمات رواني و عضوي گرديده‌اند. بسياري از اين بيماران با بکارگيري روشهاي روان درماني و داروهاي تخصصي تحت مداوا قرار مي‌گيرند و تعدادي ديگر که اختلالات رواني در آنها شدت يافته ، حالت مزمن و روند از هم گسيختگي رواني در آنها پديدار مي‌شود و در مراکز ويژه بستري و تحت درمان قرار مي‌گيرند. بيماريهاي رواني همواره در جوامع انساني وجود داشته‌اند و موضوع و امر جديدي نمي‌باشند، اما در اثر جنگ آرامش و سلامت رواني جامعه دچار اختلال جدي مي‌گردد.

علل نابهنجاريهاي رواني

  • عوامل ارثي
  • عوامل عضوي
  • عوامل اجتماعي
  • عوامل فرهنگي
  • عوامل عقلي و عاطفي

اين عوامل هر يک به تنهايي يا در ارتباط با يکديگر مي‌توانند سبب ايجاد بيماري رواني گردند. در هيچ دوره‌اي از زندگي اجتماعي مردم يک جامعه ، آمار بيماريها و اختلالات رواني به وسعت و گستردگي دوران جنگ نيست. دليل اين فزوني نابهنجاريهاي رواني در حين جنگ عوارض و فشارهاي ناشي از آن است. هرگونه محروميت اقتصادي ، عاطفي فرهنگي و اجتماعي مي‌تواند موجب عوارض رواني جنگ گردد.

علل ضايعات رواني دوران جنگ

موارد بالا اصطلاحاتي هستند که امروز براي کيفياتي تقريباً مشابه با عوارض جنگ بکار برده مي‌شوند. از ديدگاه روانشناسي و روانپزشکي ، جنگ نوعي ضربه (Trauma) به حساب آورده شده ، که مي‌تواند تأثيرات نسبتا عميقي بر افراد بگذارد. همچنين جنگ را يکي از عوامل احتمالي ايجاد کننده اختلال استرسي پس از ضربه (PTSD) ذکر کرده‌اند.

http://www.rs272.com/
http://daneshnameh.roshd.ir

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 23:47  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 

        

         صدمات خطرناک ورزش فوتبال

ويرايش  :دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه

هر رشته ورزشي نماي ويژه اي از آسيبها را نشان مي دهد . اکثريت آسيبهاي فوتباليستها شامل آسيبهاي نسج نرم ( تاندون و عضله ) و مفصلي هستند. کوفتگيها، پيچ خوردگيها( بويژه درمچ پا) و کشيدگي هاي عضلاني 75% کل آسيبها را شامل مي شوند . ايين آسيبها غالبا در اندام تحتاني رخ مي دهند، که تقريبا 60% يا بيشتر از کل آسيبهاي فوتبال را شامل ميشوند . مفاصلي که اغلب اوقات درگير مي شوند زانو و مچ پا هستند . البته ورزش فوتبال مصون از آسيبهاي تنه .سر و اندام فوقاني نيست. آسيب کمر ممکن است در مقايسه با آسيب عضلاني اندام تحتاني بيشتر به دور ماندن ورزشکار از صحنه رقابتها منتهي شود آسيب صورت مي تواند در اثر برخورد آرنج يا سر بازيکن حريف در نبردهاي هوايي عاض شود. ضربه مغزي در مورد آخر يک خطر محسوب مي شود. برخي آسيبها باعث بروز تغييراتي در قوانين باز ي اجراي آنها توسط داور شده اند. از آن جمله استفاده از آرنجها در ليگ فوتبال انگليسي ( فصل 1994) و تکل از پشت در جام جهاني 1994) ممنوع اعلام گرديدند.

آسيبهاي فوتبال از نظر علت پديد آورنده به دسته هاي زير تقسيم مي شوند:

آسيبها ي مستقيم : از آنجا که فوتبال يک ورزش پر برخورد است ، غالب اوقات ضربة مستقيم به فوتباليستها اصابت مي کند . مثلا در طي تکل بازيکن حريف يا در اثر تصادم با يک بازيکن ديگر. اين ضربات به آسيبهاي کوفتگي ( پارگي عروق خوني داخل نسوج نرم که به تشکيل هماتوم مي انجامد) يا شکستگيهاي استخوان منتهي مي شوند.

آسيبهاي غير مستقيم : اين آسيبها از نيروهايي که در يک ساختار عضلاني اسکلتي در طي فعاليت ايجاد مي شوند،  ناشي مي گردند. آسيب ممکن است در عضلات تاندونها، رباطها ، مفاصل و استخوانها مشاهده شود. اين نوع از آسيب غالبا در ابتدا يا انتهاي بازي و به خاطر گرم نکردن به ميزان کافي ، انعطاف پذيري ضعيف يا خستگي عارض مي گردد.

آسيبهاي ناشي از استعمال مفرط (Overuse  Injuries) : در اثر حرکات مستمر يا مکرر يا در نتيجه قرار گرفتن عضو در معرض فشارهايي زياد پديد مي آيند . اين آسيبها در اثر خطاهاي تمريني شامل گرم کردن ناکافي ، برنامه هاي تمريني بسيار شديد ، افزايش ناگهاني در مدت تناوب يا شدت تمرين وباز پروري ناکافي آسيب قبلي هستند. ناهنجاري هاي بيومکانيکي شامل يکسان نبودن طول پاها، عدم انعطاف پذيري نسج نرم ، قرار گيري اندام در وضعيت بيومکانيکي نامناسب و سفتي مفصل ميباشند . مشکلات کفش عبارت از عدم قابليت مناسب در استهلاک نيروي وارده ، محافظت ناکافي يا سايز نامناسب آن هستند. زمين مسابقه ممکن است مسئول بروز آسيبها باشد. به عنوان مثال درصورتي که زمين ناصاف و يا چمن و کف پوش آن از کيفيت مناسب برخوردار نباشد، شکستگيهاي تنشي( Stress fractures) ( شکستگيهاي ظريف در استخوان قشري ) از فشارهاي شديد ناشي مي شود و ممکن است در رده آسيبهاي استعمال مفرط قرار بگيرد. اين شکستگيها در استخوانهاي کف پا ( متاتارس) . نازک ني ( فيبولا) و درشت ني ( تيبيا) شايعند.

آسيبهاي نسج نرم در فوتبال 

کشش بيش از حد يک رباط به پيچ خوردگي يا رگ به رگ شدن (Sprain) و کشش مفرط يک عضله به کشيدگي عضلاني (Strain) منجر مي گردند. سه رده پيچ خوردگي رباطي و چهار رده کشيدگي عضلاني وجود دارد . در پيچ خوردگي درجه يک تنها تعداد ي از رشته هاي رباط آسيب ديده اند. در پيچ خوردگي درجه يک تنها تعدادي از رشته ها ي رباط آسيب ديده اند. در پيچ خوردگي درجه 2 بيشتر رشته ها صدمه ديده اند و رباط دچار پارگي نسبي شده است. در پيچ خوردگي درجه 3 رباط به طور کامل پاره شده و يکپارچکي مفصل از بين رفته و عمل جراحي مورد نياز ميباشد.

کشيدگيهاي درجه 1 آسيبهاي خفيفي هستند که در آنها تنها تعداد کمي از رشته ها آسيب ديده اند و غلاف عضله سالم است. در کشيدگي درجه 2 غلاف عضله کماکان سالم است ولي آسيب قابل ملاحظه اي به عروق خوني وارد شده است . در کشيدگي درجه 3 غلاف عضله به طور ناکامل پاره شده است، خونريزي وسيع است و قسمت بزرگي از عضله درگير مي باشد. کشيدگي درجه 4 پارگي کامل بطن عضله است و يک فاصله قابل لمس بين دو قسمت پاره شده وجود دارد و ترميم جراحي ضرورت دارد . پيچ خوردگيها و کشيدگيها ميتوانند مزمن يا حاد باشند .
مرده درد يا درد مبهم در فوتبال به چه دليلي ايجاد ميشود؟ 

اگر چه آسيب عضلاني ممکن است شام پارگي رشته هاي عضلاني باشد که به  جلوگيري از شرکت فرد به مدت چندين روز يا هفته در تمرينات مي انجامد ، ولي آسيب ميکروسکپي و ظريف به عضله احتمالا باعث درد فوريي نمي گردد. مرده درد يا درد مبهم (Soreness) ممکن است تا 72-48 ساعت پس از پايان تمرين به تعويق بيافتد.

کرامپ يا گرفتگي عضلاني چيست .؟

در کرامپ ( گرفتگي) عضلاني ، عضله دچار اسپاسم مي گردد و شل نمي شود . اين مورد اکثرا در حوالي انتهاي بازي يا در وقت اضافه بازي مشاهده مي گردد . عضلاتي که معمولا درگير ميشوند شامل عضلات پشت ساق پا ( گاستروکنميوس ) و چهار سر ههستند . اين مشکل با کشش عضله مبتلا تسکين مي يابد . اين عارضه به خاطر کاهش ذخاير انرژي و وضعيت هيدراسيون نامناسب در عضله رخ مي دهد.
 

Shin Splint به چه معناست ؟

Shin Splint  يک آسيب ناشي از استعمال مفرط است و اغلب در بازيکناني ديده مي شود که روي زمين هاي سخت يا با کفش هاي نامناسب تمرين مي کنند. هر چند اين واژه به صورت عمومي براي توصيف درد در قسمت قدامي ساق پا بکار مي رود ، ولي اساسا مترادف قدامي استخوان درشت ني ميباشد. 

تفاوت بروز آسيبها در فوتبال با دو و ميداني در چيست؟ 

اکثر آسيبهاي فوتبال به هنگام مسابقه رخ مي دهند. بر عکس 4/3 آسيبهاي دوندگاه به زمان تمرين آنها بر ميگردد. به هنگام تمرين فوتبال به بازيکنان توصيه ميشود که از تصادم و برخورد شديد اجتناب کنند. به علاوه بازيکنان اگر از ثابت بودن خود در ترکيب تيم اطمينان داشته باشند. ممکن است از شدت تلاش خود در تمرين بکاهند. دوندگان چنين کاري را نمي کنند؟ چرا که احساس مي کنند کارآيي آنها در مسابقه در اثر اختلال برنامه تمرين کاهش مي يابد .
 

 براساس تحقيقات ، آسيبها درمسابقات حدودا سه برابر شايعتر از مشکلات زمان تمرين ميباشند که اين مساله چه در مردان و چه در زنان صدق مي کند 

قلم بند يا ساق بند چه کاربردي در بازيکنان فوتبال دارد ؟ 

لگدهاي مستقيم به قسمت قدامي ساق پا در فوتبال کاملا شايعند و ميتوانند به شکستگيهاي استخوان درشت ني منتهي شوند. خوشبختانه استفاده از قلم بند (Shinguard) مي تواند بروز اين آسيبها را به نحو قابل ملاحظه اي کاهش دهد و به همين جهت استفاده از قلم بند امروزه در اغلب مسابقات الزامي است. براساس مطالعات انجام شده قلم بند با پخش کردن نيروي وارده درسطح وسيعتر از شدت نيرو ميکاهد . اگر چه اين اثر قلم بند براي پيشگيري از برخي شکستگيهاي در شت ني کافي است . ولي بيشتر در کاهش ميزان آسيبهاي نسج نرم به هنگام ضربه بيشترين تاثير را دارد. 

عليرغم حفاظتي که توسط ساق بند حاصل مي شود. نيروي حاصله از يک لگد مستقيم به درشت ني هنوز ميتواند براي ايجاد شکستگي کافي باشد و در مواقعي که بازيکن مصدوم به خاطر درد ساق پا قادر به تحمل وزن خود نيست ، بايد قويا به شکستگي مشکوک شد. 

قلم بند مناسب بايد کل طول درشت ني و همچنين قوزک هاي پا را بپوشاند. 

درد مزمن کشاله ران در فوتباليستها به چه علت ايجاد مي شود؟

اين درد مزمن که درميان بازيکنان فوتبال شايع است ، بيشتر در اثر شوت زدنهاي قوي و مکرر ايجاد مي گردد که عضلات شکم و فلکسورها و ادوکتورهاي مفصل ران را تحت استرس مکرر قرار مي دهند اين درد معمولا مربوط به نقص يا ضعف عضلات جدار شکم در نزديکي رباط مغبني است . 

ظهور علائم معمولا بي سرو صداست و به صورت درد پيشرونده در حال دويدن تظاهر مي يابد، ولي معمولا حتي بعد از دوره هاي طولاني مدت استراحت بسرعت با شروع فعاليت عود مي نمايد. درد معمولا محدود به ناحيه کشاله ران است، ولي اغلب به قسمت پايين شکم انتشار مي يابد و ممکن است تعيين دقيق محل درد براي بازيکن دشوار باشد ، خم کردن و چرخاندن فعال تنه ( مثلا انجام حرکت دراز و نشست ) معمولا درد تيزي بوجود مي آورد . بررسيهاي تشخيصي نظير راديوگرافي ، اسکن استخواني ، CT‌ اسکن و MRI‌ اغلب منفي هستند.

براساس مطالعات انعطاف پذيري ضعيف کمر ، ران و زانو و ضعف عضلات شکم يا نزديک کننده ران ( ادوکتورها ) به آسيبهاي کشاله ران منتهي مي شوند.  

براي پيشگيري از اين عارضه بر گرم کردن مطلوب و حرکت کششي مناسب عضلات ران و نيز بازي در زمين استاندارد و با کفش مناسب نتاکيد مي گردد. براي درمان درد مزمن کشاله ران بازيکن بايد مدتي را بنا به صلاحديد پزشک از رقابت دور باشد و از داروهاي ضدالتهابي استفاده نمايد . با اين وجود در پاره اي موارد نياز به جراحي وجود نخواهد داشت .

سياه شدن زيرناخن پا در فوتباليستها به چه دليل ايجاد مي گردد تو در اين مورد چه اقداماتي بايد انجام پذيرد

اغلب بازيکنان فوتبال ازخونريزي و تشکيل لخته در زير ناخن هاي پا رنج ميبرند اين عارضه معمولا در انگشت شست و در اثر له شدگي مستقيم پا توسط پاي بازيکن حريف و يا در پي توقفها و استارتهاي ناگهاني که باعث فشرده شدن شست در داخل کفش مي شوند ، رخ مي دهد، در بسياري از بازيکنان به خاطر آسيب مکرر به بستر ناخن شکل ناخن ها تغيير ميکند. اگر چه اين مشکل به ندرت يک مساله جدي است، ولي مي تواند به قدري دردسر آخرين باشد که بعضي ازبازيکنان حرفه اي مجبور مي شوند صرفا به خاطر اجتناب از عود آن ناخن انگشت شست خود را براي هميشه بردارند. 

اين عارضه مي تواند  کاملا دردناک باشد و درمان ابتدايي آن ، رفع فشار خون تجمع يافته در زيرناخن است. در اين موارد پزشک تيم مي تواند با يک متة خاص که صرفا براي اين منظور ساخته شده خون زيرناخن را تخليه کند. روش هاي قديمي تر شامل داخل کردن انتهاي يک سنجاق ته گرد و ايجاد يک منفذ در ناخن است. 

عموما حتي در صورتي که ناخن از بسترش جدا شده بايد آن را دست نخورده باقي گذاشت . در اين مواقع بايد درصورت لزوم ناخن را درمحل ثابت نمود تا به هنگام رشد ناخن جديد از بستر ناخن محافظت کند. 

آيا ضربات سر مکرر ميتواند در دراز مدت به بروز عوارضي منجر شود؟ 

هر چند اين مساله مورد اختلاف نظر شديد است، ولي بعضي مطالعات آتروفي مغزي و ناهنجاريهاي امواج مغزي و نيز تسريع تغييرات استحاله اي ( دژنراتيو) در ستون فقرات گردني و کمري را قيد نموده اند . در مطالعه اي که بر روي بازيکنان قديمي تيم ملي فوتبال نروژ انجام شد، 21% بازيکنان داراي درد يا سفتي مزمن گردن بودند و در 558% دامنة حرکات گردن کاهش يافته بود. 8% از بازيکنان آثاري از شکستگيهاي فشاري ترميم شده در جمجمه را داشتند. همچنين در CT اسکن تعدادي از آنها آتروفي مغزي گزارش گرديد. 

مهمترين اقدام حفاظتي را اجتناب از اسيبهاي حاد و مزمن سر و گردن ناشي از توپ آموزش تکنيکهاي صحيح سر زدن است . بدين صورت که سر به جاي آنکه بطور غيرمستقيم ضربه را با کنار يا فرق سر جذب کند، با پيشاني و به طور مستقيم درمقابل انرژي توپ به آن ضربه بزند.

استفاده از توپهاي کوچکتر براي بازيکنان کم سن و سال نيز مي تواند به طور محسوسي خطرات ناشي ازهد زدن را کاهش دهد.

http://www.rs272.com/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/
http://www.schoolnet.ir

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 11:18  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 

            

آسيبهاي ناشي از ورزش بوکس

همدان مسعود رحمتي کارشناس ارشد تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه بوعلي سينا

ويراستار : دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اورميه
امروزه بوکس بعنوان يک ورزش پر طرفدار در ميان اقشار مختلف جامعه، بويژه جوانان رواج دارد.
اين ورزش با وجود طرفداران زيادي که دارد، پيوسته مورد انتقاد مجامع مختلف ورزشي ، مذهبي و پزشکي بوده است و به دو دليل از اين ورزش انتقاد کرده اند :
آسيب رساني و خطرات احتمالي که به فرد ورزشکار تحميل مي شده است.
تقويت روحيه پرخاشگري در سطح اجتماع و شباهت اين ورزش با برنامه گلادياتوري دوران باستان قديم.
عده اي بوکس را در محافل ورزشي و پزشکي ، رويدادي همراه با عوارض جسماني و عصب شناختي تلقي مي کنند، اما عده اي نيز معتقدند که عوارض جانبي اين ورزش بيش از ساير ورزشها نيست. با توجه به جاذبه هاي اين ورزش براي قشر جوان و نوجوان ، بر متخصصين پزشکي ، علوم ورزش ، و روانپزشکي لازم است که برخي ابهامات موجود را در سايه تحقيقات علمي و به دور از سوگيري روشن کنند و نتايج بدست آمده را از طريق رسانه هاي گروهي در اختيار جوانان و خانواده هاي آنان قرار د
هند.
مغز انسان با وزن حدود 1400 گرم و حجم بالغ بر 1250 سانتي متر يکي از شگفت انگيز ترين بافت هاي زنده است که در نظام آفرينش با آن روبرو هستيم. مغز انسان توانايي آن را دارد که نظامهاي کارکردي مختلف درون ارگانيزم را فعال ساخته و موجب حرکت ارگانيزم گردد، اطلاعات دريافتي را تعبير، پالايش و تفسير کند و مجموع پيامهاي مورد نياز را به طوري که سريعا قابل دسترس باشد، ذخيره کند و بدين ترتيب امکان حل مساله را فراهم آورد(2). افزون بر اين، انسان مي تواند از طريق گفتگو با ديگران، تعامل مثبت و ارائه راه حل هاي مناسب ديگران را در رفع مشکلاتشان ياري دهد.
مناطق حسي، حرکتي، ديداري، شنيداري و ارتباطي کرتکس
آمارصدمات مغزي عمدتا ناشي از ضربات به سر مي باشند که احتمالا سبب تغييرات در وضعيت ذهني و رواني فرد بدون تغيير سطح هوشياري مي شوند. تغيير وضعيت ذهني به دنبال ضربه وارد بر سر مي تواند سبب تغيير جنبه هاي شخصيت ، حافظه (از بين رفتن حافظه)، نقايص عصبي يا فقدان هوشياري گردد. آسيبهاي مغزي ملايم ناشي از ضربه امري شايع در ورزشهاي تماسي و ساير برخوردهاي ورزشي است. ميزان بروز صدمات سر بر حسب نوع ورزش و سن ورزشکار متفاوت است. بسياري از صدمات وارد به ناحيه سر گزارش نمي شوند، زيرا اساساً صدمات خفيفي بوده و اين صدمات چندان مورد توجه مربي يا ورزشکار قرار نمي گيرد.
بررسي تاثير بوکس بر دستگاه عصبي ورزشکاران
پيروزي در يک مسابقه بوکس توسط ضربات هدفمند و مکرر به بدن و به طور عمده بر سر حريف ، به دست ميايد.
جوردن و همکاران در سال 1988 در بررسي MRI و نورولوژيک 9 بوکسور آماتور فعال هيچگونه نتيجه غير نرمالي را گزارش نكردند.
از سوي ديگر جوردن و همکاران در سال 1992 در سي تي اسكن 238 بوكسور حرفه اي فعال 25 نفر (7%) نتايج غير نرمال را گزارش كردند.
بيوزارت- بولنج (1970) با ترسيم EEG قبل و بلافاصله بعد از مسابقه در 123 بوکسور آماتور نتوانستند غير نرمال بودن را حتي در مسابقاتي که به ناک اوت منجر شده بود نشان دهند.
سيروني و همكاران در سال 1982 در تحقيقي با عنوان يافته هاي CT اسکن و EEG در بوکسورهاي حرفه اي و تشخيص اوليه آتروفي در بوکسورهاي جوان که روي 10 بوکسور آماتور و با استفاده از آزمايشهاي نورو لوژيک، CT اسکن و EEG انجام گرفت ، نتايج الكتروآنسفالوگرافي غير نرمال را در 70 درصد بوكسورها گزارش كردند.
اومالووبنت در سال 2005 تغييرات نورولوژيک مرتبط به آسيب مغزي ناشي از ضربات مکرر وارد بر سر بازيکنان بازنشسته فوتبال را ارزيابي کرد. نتايج نشان داد که در اثر آسيب هاي مغزي ناشي از ضربه سر بازيکنان ملي فوتبال امکان تخريب سيستم عصبي را در طولاني مدت فراهم مي کند .
محسن فلاحتي، حسن عشايري و اكبر بيان زاده در سال 1177 اثرات نوروسايكولو‍‍ژيك ورزش بوكس آماتور ايران را روي بوكسورهاي فعال عضو تيم ملي و بوكسورهاي بازنشسته ملي مطالعه کردند و نتيجه گرفتند كه يك دوره (حداقل چهار ساله) ورزش بوكس آماتور موجب بروز اختلال در عملكردهاي نوروسايكولوژيك افراد نمي شود. آنان دلايلي را براي اين نتيجه خاطر نشان کردند که :
اين افراد بدليل اينكه اعضاي تيم ملي بوده اند ، ممكن است از ابتدا توانايي بالقوه بالايي در خصوص اينگونه كاركردهاي تشخيصي و سرعتي داشته باشند. دوم اينكه احتمال دارد اين توانايي را در نتيجه مداومت در تمرين ومسابقات بدست آورده باشند.
تسواير و استورلي (1989) 69 فوتباليست نروژي سنين 15-34 ساله که عموما بازيکن سرزن به شمار مي آمدند را با گروه کنترل (69 نفر )که به فعاليت ديگري اشتغال داشته و هيچگونه سابقه آسيب ناحيه سر و گردن و يا سابقه بازي فوتبال نداشتند، را با استفاده از الکتروآنسفالوگرافي مقايسه کردند . EEG شرکت کنندگان هنگامي به عنوان نرمال در نظر گرفته مي شد که فعاليت زمينه اي در دامنه نرمال بوده وفعاليت آلفاي منظم ،از 8تا 12 هرتز بود. EEG هايي به عنوان غير نرمال خفيف منظور مي شدند که فعاليت مرکزي(کانوني) و محيطي انها آهسته تر از 8 هرتز بود و آن نتايجي غير طبيعي در نظر گرفته مي شد که اپيزود مرکزي آنان 4 تا 7 هرتز بوده و يا فعاليت پيش زمينه زير 8 هرتز داشتند . نتايج اين مطالعه نشان داد که EEGهاي غير طبيعي در ميان بازيکنان بمراتب بيشتر از گروه کنترل بوده است . 78 درصد از EEGهاي گروه کنترل نرمال بود، در حالي که 56 درصد فوتباليست ها EEG نرمال داشتند. EEGهاي غير نرمال بيشتر در ميان بازيکنان جواني يافت شد که تجربه و مهارت کمتر،و نيزبلوغ اسکلتي پايينتري داشتند.
کريشکوا در سال 1989 در بررسي پنجاه بوکسور به شيوه EEG ، 30 درصد EEGها را غير نرمال گزارش نمود.
هاگلندواريکسون (1993) آسيب مغزي احتمالي بوکسور ها را با گروه کنترلي متشکل از دووميداني کاران و فوتباليستها ، مورد بررسي قرار دادند . غير طبيعي بودن EEGدر 32 درصد بوکسور ها نسبت به 20 درصد فوتبالستها و12 درصد دووميداني کاران يافت شد اما اين تفاوت معنادار نبود. با اين حال هيچگونه يافتهEEGغير طبيعي شديد مشاهده نشد.
كاستي در سال 1982 پس از بررسيهاي نورولوژيک ، EEG ، نوروسايکولوژيک و سي تي اسکن 14 بوكسور( 8 بوكسور آماتور و 6 بوكسور حرفه اي) يک مورد نتيجه نورولوژيک غير نرمال و دو مورد آزمون نوروسايکولوژيک غير نرمال گزارش كرد و در ساير موارد نتيجه غير طبيعي مشاهده نشد.
مک لاتچي و همکارانش (1987) در مطالعه روي 20 بوکسور آماتور فعال و با انجام آزمايشهاي نورولوژيک ، نوروسايکولوژيک ، EEG ، و CT اسکن ، 7 نفر را با نتايج نورولوژيک غير نرمال و 8 نفر را با EEG غير نرمال و 9 نفر را با نواقص نوروسايکولوژيک خصوصا" در نواحي توجه ، حافظه کلامي و حافظه بصري گزارش کردند
باتلر ، فورسيت و آدامز (1993) در بررسي تاثيرات شناختي بوكس آماتور و با ارزيابي نوروسايکولوژيک پيش از مسابقه ،بلافاصله پس از مسابقه و نيز در طول دو سال بعد مسابقه ، هيچ گونه بد کارکردي نورو سايکولوژيک را گزارش نکردند. گزارش دريو در سال 1986 پس از بررسي نوروسايكولوژيك 19 بوكسور حرفه اي فعال و 10 بازيكن بيسبال بعنوان گروه كنترل حاكي از نواقص و کمبودهايي در بوکسورها در مقايسه با گروه کنترل بود که با تعداد مبارزات بوکس همبستگي داشت.
بررسي اريك و همكاران در سال 2000 با عنوان آسيب حاد مغزي ناشي از تراوما جنبه هاي نوروسايكولوژيك 38 بوكسور آماتور قبل و بعد از انجام يك مسابقه بوكس را در مقايسه با 28 بوكسور كه به انجام فعاليت جسماني ديگر مي پرداختند، نتيجه گرفتند كه شركت در مسابقه بوكس آماتور با وجود استفاده از كلاه محافظ مي تواند موجب كاهش عملكرد عصب شناختي شود كه اين اختلال با عارضه هاي شناختي كه به دليل ضربه هاي مغزي ايجاد مي شود مشابه است. باتلر (1994) در مقاله مروري و با استفاده از مطالعاتي که در آنان تستهاي نوروسايکولوژيک در بوکسورهاي آماتور بکار رفته بود، گزارش کرد که" يک دوره بوکس مي تواند عکس العملهاي حرکتي مناسب را بخصوص در دست غير برتر کاهش دهد، ولي حتي در اين جنبه نيز عملکرد بوکسور در دامنه نرمال قرار دارد. او همچنين با مرور تحقيقات انجام شده و از طريق مطالعات کنترل شده بوکسورهاي فعال و بازنشسته و در بررسي طول دوره و سطح مسابقه ، بيان داشت که تاثير بوکس روي عملکرد شناختي مرکزي منفي است".
پورتر و همکاران در برسي دامنه دار نوروسايکولوژيک 9 سال( از 1992 تا 2001 ) گزارش کردند شواهدي حاکي از زيانبخش بودن بوکس از لحاظ نوروسايکولوژيک در دست نيست. هيلبرونر و همکاران در سال 1991 پس از انجام آزمايشات نوروسايکولوژيک قبل و بعد از مسابقه كه روي 23 بوكسور آماتور فعال انجام شد نقص در حافظه و عملکرد حرکتي را گزارش كردند.
مطالعه کمپ ، هيوستون و مک لئود در سال 1994 ، هيچگونه غير طبيعي بودن نورو سايکولوژيک و توموگرافي بوکسور ها آماتور را در مقايسه با گروه کنترل مشاهده نکردند. با اين حال افرادي که تعداد مبارزات بيشتري داشتند، نمرات کمتري در آزمون نورو سايکولوژيک کسب کردند.
بروگليو و همکاران (2004) بيان داشتند که" شتاب ضربه فوتبال که منجر به آسيب عصبي مي شود ، با بوکس مشابهت زياد دارد. آنان در سال 2004 بلا فاصله بعد 20 بار عمل هد زدن با سرعت ثابت به توپ فوتبال براي بررسي کنترل قامت گروه فوتباليستهاي دانشگاهي ، تست تعادل گرفتند كه هيچگونه تفاوت معناداري را آشکار نکرد. جانسون و همکاران (2002) چابکي 84 ورزشکار زن ومرد و هاکي روي يخ مطالعه کردند و تفاوت معناداري ميان ورزشکاران که داراي آسيب مغزي ملايم بودند ، در عوارض پس از ضربه وارد بر سر در برابر گروه کنترل وجود دارد ولي تفاوت معناداري در عملکرد چابکي آنان مشاهده نشد.
نيكولاس كورسليس به همراه گروهي از محققان بريتانيايي پس از بررسي دقيق مغز بوكسورهاي بازنشسته ، 4 نوع آسيب مغزي كه با تغييرات رفتاري همبستگي داشت را شناسايي كردند. شايعترين مورد، ايجاد حفره در بخشهاي خاصي از مغز بود كه در بوكسورها به ميزان 17/5 ميليمتر گزارش شد كه اين مقدار در مقايسه با غير بوكسورها كه 6/1 ميليمتر بود تفاوت زيادي را نشان مي داد. او همبستگي معناداري ميان اين تغييرات ساختاري و توانايي احساسي و ميزان عكس العمل بوكسورها مشاهده كرد. دومين تغيير ساختاري مربوط به آسيب ناحيه زير قشري بوكسورها بود . اين آسيب مغزي با سرعت افراد ، راه رفتن و آهسته شدن حركات جابجايي آنان نسبت داشت. در سومين آسيب بوكسورهايي كه پس از پايان دوره قهرماني كماكان به بوكس ادامه مي دادند، تغييراتي در برخي قسمتهاي مغز مشاهده شد كه شبيه عارضه پاركينسون بود. سرانجام چهارمين آسيب بوجود آمدن گره هايي در فيبرهاي عصبي بويژه در لوب مياني مغز بود كه بيشتر در بوكسورهاي مسن مشاهده شد. اين پژوهشگر نتيجه گرفت كه اين گره هاي فيبر عصبي بيشتر بدليل ضربات مكرر وارده بر سر ايجاد شده اند تا افزايش سن و اين آسيبها بدليل دوره طولاني مدت بوكس افراد، حريفان قدرتمندتر و ضربات بيشتر وارده بر سر بوده است(29). اين قبيل مطالعات منجر به افزايش نظارت و همچنين ممنوعيت ورزش بوكس حرفه اي در سوئد(سال 1969) و نروژ(سال 1982) شد. در پي فعاليتهاي انجام گرفته در دهه هاي اخير ، كشورهاي انگليس ، كانادا و نيز سازمان پزشكي جهاني براي ممنوعيت اين ورزش بيانيه هايي صادر كرده اند(42،43،56،57).در سال 1984 آكادمي پزشكان آمريكا به مخالفت با برنامه هاي ورزشي بوكس كودكان پرداخت(28).
در سال 1990 جوردن ، وي و استون به مرور و ثبت آسيبهاي ناشي از بوكس در مركزتمرينات لمپيك ايالات متحده در يك دوره ده ساله اقدام نمودند. جدول 5-1-1(41).
محل آسيب تعداد آسيب درصد آسيب
اندام بالايي 147 9/32
اندام پاييني 107 9/23
سر و صورت 92 6/20
کمر 21 9/6
مغز 29 5/6
ستون فقرات 23 1/5
ناحيه سينه 17 8/3
کليه 1 2/0
جمع کل 447 100
آسيبهاي ناشي از بوكس در يك دوره ده ساله در مركز تمرين المپيك آمريكا
اگرچه آسيب مغزي به ميزان بالايي نبوده است (5/6درصد) ولي حتي اين ميزان نيز مي تواند حاكي از خطرات بالقوه اين ورزش باشد.
سازو کار ضربه به سر در ورزش بوکس
اصابت ضربات مکرر و متعدد در طي يک نوبت بوکس ، امري اجتناب ناپذير است.اگر چه برخي از ضربه هاي وارده بر سر مي توانند نسبت به ضربات ديگر شديدتر باشند ولي هيچكدام از اين ضربات نبايد ناچيز شمرده شده و هر كدام مي توانند بالقوه آسيب زا باشند.
بطور کلي مي توان آسيب هاي ناشي از ضربه وارده به مغز را به سه دسته تقسيم کرد:
آسيب ضربه مغزي خفيف که عبارت است از کاهش سطح هوشياري به مدت 5 دقيقه يا کمتر با نمره ملاک اغمائ گلاسکو(پزشکان اغلب اين شاخص را براي نشان دادن دامنه آسيب و احتمال بازيافت آن بکار مي برند. نمره بالا نشاندهنده ابتلاي خفيف و نمره پايين نشان دهنده شدت بالاست). ننمره اغماي 13 تا 15 که به فراموشي به مدت کمتر از يک ساعت پس از وقوع ضربه مي انجامد . يعني ناتواني فرد در ذخيره يا حفظ اطلاعات جديد در ذهن پس از وارد شدن ضربه سر رخ مي دهد.
آسيب مغزي متوسط عبارت است از کاهش سطح هوشياري براي بيشتر از 5 دقيقه و کمتر از 6 ساعت با نمره اغماي گلاسکو تا12 و فراموشي به مدت 1 تا 24 ساعت پس از ضربه و آسيب ضربه اي مغزي شديد عبارت است از کاهش سطح هوشياري بيشتر از 6 ساعت و يا بيش از آن با نمره اغماي گلاسکو 3 تا 8 و يا فراموشي به مدت 24 ساعت بعد از ضربه.
ضربه مغزي عمدتاً ناشي از ضربات و تروما به سر مي باشند که سبب تغيير وضعيت ذهني و رواني با يا بدون تغيير سطح هوشياري مي شوند. تغيير وضعيت ذهني به دنبال ضربه وارد بر سر مي تواند سبب تغيير شخصيت، حافظه و نقايص عصبي يا فقدان هوشياري گردد. مکانيسم آسيب سر در ورزشها متفاوت است. مکانيسم هاي احتمالي آسيب ديدگي شامل نيروهاي فشارنده ( اصابت ضربه به سر سبب آسيب مغز در محل اصابت، ناشي از فشرده شدن مغز در آن ناحيه ) يا نيروهاي کششي وارده به سر ( سبب آسيب مغز در سمت مقابل جهت کشيده شدن سر ) يا اعمال نيروهاي چرخشي روي سر(مثل پرتاب شدن از روي موتور و غلت زدن). اين مکانيسم ها سبب تغيير در خونرساني، کارکرد و نياز به انرژي مناطق خاصي از مغز شده و به اختلال عملکرد آن بخش صدمه ديده مي انجامد.
تاثير بوکس بر سيستمهاي عصبي
متخصصان باليني در ورزش طيفي از آسيب هاي سر را تشخيص مي دهند که دامنه آن از ضربات مغزي خفيف تا آسيب هاي نافذ و کشنده مغز را دربرمي گيرد. تبيين سازوکار آسيب مغز در ورزش بوکس پيچيده است. زيرا به هر دوي تاثير ضربات مستقيم دستکش بر جمجمه و نيز حرکت مغز و جمجمه در پاسخ به آن بستگي دارد. در لحظه برخورد ضربه به جمجمه ، شتاب گذرايي به سر وارد مي شود. جمجمه سريعتر از مغز حرکت مي کند و اين بدليل اينرسي است . هنگاميکه جمجمه گرايش به استراحت دارد ، مغز به حرکت ادامه مي دهد. چنين ضرباتي مسئول علائمي هستند که جراحان مغز و نورولوژيستها آنرا ضربه مغزي مي نامند . نشانگان ضربه مغزي ممکن است شامل سردرد ، تهوع ، گيجي ، مشکلات شناختي ، تغيير شخصيت ، افسردگي ، برانگيختگي ، و اختلالات احساسي و رفتاري باشد.
اصابت ضربه به سر در ورزش بوکس، امري اجتناب ناپذير است . سازمان جراحي نورولوژي آمريکا 90% بوکسور ها را متحمل به آسيب مغزي گزارش مي کند.
رايج بودن آسيب هاي سر در بوکسورها تعجب آور نيست، زيرا هنگامي که يک بوکسور ضربه مستقيمي را در ناحيه سر دريافت مي کند معادل ضربه اي است که يک چکش 9 کيلو گرمي با سرعت 32 کيلومتر در ساعت ، بر جسم وارد مي سازد. ضربه به سر مي تواند سبب شکستگي استخوان هاي سر و صورت و آسيب بافتهاي مغزي شود. اين ضربات مي توانند منجر به آسيب سطح مغز، پارگي شبکه عصبي، جراحات ، خونريزي و گاهي توليد لخته هاي بزرگ داخل مغز بشود . درجه آسيب مغزي بر بوکسورها بستگي به حرفه اي يا آماتور بودن آنها دارد.
80 درصدآسيب هاي مغزي خفيف اند. ضربه مغزي از جمله آسيب هاي خفيف مغزي است که به تشخيص دقيق و درمان مناسب نياز دارد و گرنه موجب عوارض طولاني مدت خواهد شد.
توافق كلي در خصوص تعريف استاندارد ضربه مغزي در دست نيست. اما يك تعريف رايج قابل قبول عبارتست از " فرايند پاتولولوژيك پيچيده كه بوسيله نيروي بيومكانيكي ناشي از تراوما ايجاد شده ، که مغز را تحت تاثير قرار مي دهد". كلي و روزنبرگ مشكلات حافظه و توجه را صرفنظر از اينكه ورزشكاران هوشياري خود را از دست داده يا نه، بعنوان عوارض حاد بوجود آمده در ورزشكاراني كه دچار ضربه مغزي شده بودند، گزارش كرده اند.
تشنجهاي ناشي از ضربه مغزي
درورزش هاي پر برخورد تشنج ناشي از ضربه مغزي چندان رايج نيست، اما رابطه اي معناداري با آسيب هاي خفيف سر وجود دارد. معمولا اين نوع تشنج ها در ظرف دو ثانيه پس از برخورد فيزيکي رخ داده، ولي با آسيب ساختمان مغز همراه نيستند . سرنوشت آن بستگي به علت آسيب ، موضع آن ، وشدت و دامنه نورولوژيک آن دارد. فقدان آسيب ساختماني يا ضايعه عصبي -رواني طولاني مدت ، نشان از طبيعت خوش خيم بودن آنها دارد. به جز ورزش بوکس ، هيچگونه شواهدي مبني بر خطرات دراز مدت ضربه هاي متوالي مغزي در دست نيست. ورزش بوکس وضعيت منحصر به فردي دارد، زيرا ضربه هاي مکرر و تشديد ضايعات، خطر هاي عصبي زيادي را در بر دارد.
آسيب مغزي بوکس در شرايط ذيل رخ مي دهد:
الف- حرکت چرخشي مغز بدليل وارد شدن نيرو (شتاب) چرخشي توسط زخمهاي ناشي از کشيده شدن وريدها و آسيب آکسوني پراکنده که بوسيله تخريب مسيرهاي بلند عصبي در جسم سفيد و ساقه مغز ايجاد شده و منجر به خونريزي زير سخت شامه اي مي گردد.
ب-نيروي خطي وارد بر سر که منجر به خونريزي يا خون مردگي خفيف نواحي پاراساجيتال کورتکس مغز ،آسيبهاي ايسکميک مخچه و تخريب آکسوني ساقه مغز مي شود.
ج-صدمه به کاروتيد و وارد آوردن فشار به سينوس کاروتيد که خود مي تواند منجر به ايسکمي در مغز شود.
د-ايجاد شتاب در سر بدليل افتادن روي طنابها ي رينگ و يا حريف که منجر به صدماتي در نقطه مقابل سطوح دربرگيرنده لوبهاي پيشين و گيجگاهي و همچنين خونريزيها و خون مردگيهاي خفيف مي شود.
شرايطي که منجر به آسيب مغزي در بوکس مي شوند
نتيجه گيري: به طور کلي پيشينه هاي علمي پيرامون بوکس حرفه اي بر اين امر دلالت مي کند که خطرات جدي در زمينه آسيب مغزي وجود دارد، اما مطالعات مربوط به بوکس آماتور چنين قطعيتي را نشان نمي دهد و در اين خصوص نياز به مطالعه هاي بيشتري مي رود. 

http://www.rs272.com/

http://pahlavannews.ir

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 1:49  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 

     لباسهاي ضد شوک نظامی

 تنظیم : عبدالله حسین لوکارشناس ارشد پرستاری از مرکزآموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

ویراستار :دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

 شلوارهاي لباسهاي بادي ضد شوک (PASG)

 نظامي ضد شوک (MAST)

وسايل بادي ايجاد کننده فشار متقابل

پوشش ضد شوک با کم شدن حجم خون و خونريزي داخلي ، مقابله مي‌کند. اين کار را از طريق ايجاد فشار سرتاسري در اطراف پاها ، لگن و شکم انجام مي‌دهد. اين فشار ، خونريزي را در آن نواحي از بدن که تحت فشار لباس ضد شوک قرار گرفته‌اند، قطع مي‌کند. خونريزي از طريق فشار مستقيمي که لباس ضد شوک بر رگ و يا رگهاي خوني وارد مي‌کند، متوقف مي‌شود. لباسهاي ضد شوک ، فشار خون را بالا مي‌برد. فشار خون ممکن است از طريق مکانيسمهاي زير بالا رود:

لباس ضد شوک خون را از پاها به سمت گردش خون مرکز مي‌راند. اين اقدام ، انتقال خودکار خون (Autotransfusion) نام دارد.

 مکانيسم دوم، افزايش مقاومت سيستم عروقي بدن است. يعني لباس ضد شوک باعث انقباض رگهاي خوني مي‌شود و در نتيجه فشار خون بالا مي‌رود.

مزايا و معايب استفاده از لباسهاي ضد شوک

استفاده از لباس ضد شوک به غير از تاثير بر فشارخون ، منافع ديگري نيز دارد.

مي‌توان لباس را سريع بر تن مصدوم کرد و هر وقت که لازم شد آن را باد کرد.

 از لباس ضد شوک مي‌شود به جاي آتل بادي براي شکستگي لگن و يا پاها استفاده کرد.

مي‌توان از مصدوم راديولوژيهاي لازم و نوار قلب گرفت و زماني که لباس ضد شوک باد شده بر تن مصدوم است، يک سوند ادراري براي تخليه مثانه از ادرار به او وصل کرد.

به دليل افزايش حجم خون در رگهاي خوني دستها ، باز کردن يک رگ و تزريق سرم از طريق آن در بعضي موارد بسيار آسانتر است.

برخي از ضررها

مصدوميني که مسن هستند، احتمال دارد حجم مايعات در ششهايشان افزايش يابد.

ممکن است بعضي از مصدومين نتوانند به راحتي تنفس کنند.

خونريزی در نواحی از بدن که تحت فشار لباس ضد شوک قرار نگرفته‌اند، افزایش می‌یابد.

 اگر در ناحیه شکم جراحتی وجود داشته باشد، شدت پیدا می‌کند و احتمال فتق یا بیرون زدگی احشاء از طریق جراحت شکمی افزایش می‌یابد.

حالت تهوع و استفراغ در بعضی از مصدومین افزایش می‌یابد.

 اندامهای دفعی بدن دچار مشکلاتی می‌شوند.

مصدومینی که در ناحیه قفسه سینه صدمه دیده‌اند درصد مرگ و میرشان بسیار بالا است.

بعضی از متخصصین عقیده دارند که این لباسها ، شرایط مصدوم را بدتر می‌کنند. صدماتی مانند جراحتهای نافذ در سینه ، وجود مایع بر روی قلب (درون آبشامه قلب) و خونریزی داخلی رگهای اصلی قفسه سینه ، در اثر استفاده از لباسهای ضد شوک پیچیده‌تر می‌شوند. ضمن مطالعه موارد زیر در مورد طرز استفاده از این وسیله، اختلاف نظری را که در مورد لباسهای ضد شوک وجود دارد در نظر بگیرید. به یاد داشته باشید که تصمیم نهایی در مورد استعمال این وسایل به عهده تیم خدمات پزشکی اورژانس می‌باشد.

موارد استعمال

اگر مصدومی دارای شرایط زیر بود، از لباس ضد شوک استفاده کنید:

 فشار خون سیستولیک کمتر از 80 میلیمتر جیوه

فشار خون سیستولیک کمتر از100میلیمتر جیوه و وجود علائم مشخص شوک

خونریزی شدید از جراحت و یا جراحتهای موجود در پا

 شکستگی در پاها

شکستگی لگن و یا استخوان ران که ایجاد شوک کرده است. باد کردن وسیله باعث می‌شود که شکستگیهای لگن و اندامهای تحتانی ثابت شوند و خونریزی از شکستگیها متوقف شود.

 جراحت داخلی در شکم که سبب شوک شده است.

در مواردی که مصدوم در نقاط مختلف بدنش دارای ضرب دیدگی است و این ضرب دیدگی متعدد باعث شوک شده باشد.

 زن مصدومی که باردار است و دچار شوک شود. در این مورد فقط قسمت پایین لباس ضد شوک که پاها را می‌پوشاند، باد شود. این اقدام برای مصدومینی که خیلی چاق هستند نیز توصیه می‌شود.

موارد عدم استعمال

مواردی هست که استفاده از لباس ضد شوک در آن موارد ، مشکلاتی ایجاد می‌کند ولی جلوگیری از شوک حاد مهمتر از مشکلات احتمالی است که این پوشش ایجاد خواهد کرد. به آن موارد، موارد نسبی عدم استعمال پوشش ضد شوک می‌گویند. تعداد موارد عدم استعمال از این پوشش بستگی به نیاز کنترل شوک دارد. بعضی از این موارد عبارتند از:

خیز و ادم ریه: وجود مایع در ششها؛ رگهای خونی ریه‌ها و کیسه‌های هوایی ، مایعات زیادی در خود جمع می‌کنند که این حالت بسیار خطرناک است. خیز ریه ، اکسیژن رسانی به ریه‌ها را کاهش می‌دهد. با گوش دادن به قفسه سینه بیمار با گوشی پزشکی به این موضوع پی می‌برید. خس‌خس سینه و صداهای غیر طبیعی ششها هنگام ورود هوا به مایعات موجود در درخت نایژه‌ای ، نشان دهنده خیز ریه است. (مطالعات نشان می‌دهد که تکنسینهای اورژانس اغلب نمی‌توانند صدای تنفس را درست تشخیص دهند. اگر در مورد خیز ریه مصدوم شک دارید ولی مطمئن نیستید، راهنمائیهای مرکز پزشکی را دنبال کنید.) سیاهرگهای گردن مصدومی که دچار خیز ریه شده است، متورم می‌شوند. در صورت تشخیص خیز ریه ، به هیچ وجه از لباس ضد شوک استفاده نکنید.

خونریزی در محفظه سینه: بعضی از پزشکان اعتقاد دارند، در این مورد به هیچ وجه نباید از پوشش ضد شوک استفاده کرد.

خونریزی شدیدی که با استفاده از فشار مستقیم و پانسمان فشاری مهار نشود.در این مورد نیز بعضی از پزشکان معتقدند که به هیچ وجه نباید از این وسیله استفاده کرد.

 بارداری: اگر مصدومی که باردار است ، دارای علائم شوک است، قسمت پایین پوشش ضدشوک (پاها) را باد کنید ولی پوشش شکم را نباید پاک کرد. ممکن است با اجازه پزشک ، پوشش شکم را نیز بتوان باد کرد.

 جراحت در ناحیه شکم و پارگی روده و یا جراحت نافذ (زخم باز) در شکم. بیشتر سیستمها توصیه می‌کنند که در صورت وجود جراحت باز در شکم ، فقط قسمت پایین پوشش باد شود.

 درد در قفسه سینه ، حمله قلبی و مغزی. از پوشش ضد شوک در اینگونه موارد بستگی به فشار خون ، وجود خیز ریه و عوامل دیگر دارد.

 بعضی از سیستمهای خدمات پزشکی اورژانس استفاده از پوشش شوک را در مواردی که مصدوم در ناحیه سر صدمه دیده است، منع می‌کنند تا از افزایش فشار داخل جمجمه جلوگیری شود، با این حال بعضی از مراکز استفاده از این پوشش را در مواردی که سر مصدوم صدمه دیده است و علائم و نشانه‌های شوک نیز وجود دارد، جایز می‌دانند. اغلب ، در صورت وجود جراحت در سر و فشار خون پایین ، کاهش فشار خون به دلیل خونریزی داخلی قفسه سینه و شکم است. یعنی ضربه سر به تنهایی و بدون همراهی با ضربه نخاع یا شکم و قفسه سینه سبب کاهش فشار خون و شوک و کمبود حجم نمی‌شود. در این شرایط ، از این پوشش برای درمان شوک ناشی از کمبود حجم خون استفاده می‌شود، و احتمال افزایش داخل جمجمه بسیار کم خواهد بود

http://www.rs272.com/
http://daneshnameh.roshd.ir

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 1:48  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 

اثر مکمل گلوتامين بر سطح ايمونوگلوبولين هاي سرمي به دنبال يک فعاليت شديد

دکتر محمدحسن انصاري(دانشياربيوشيمي و عضو هيئت عتمي دانشگاه علوم پزشکي اورميه )

 ویراستار:دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اورميه

گلوتامين در سيستم ايمني به عنوان منبع مهم تامين انرژي عمل ميکند. در تمرينات شديد و دراز مدت سطح گلوتامين پلاسما کاهش پيدا کرده و نشانه هايي از علائم عفونت در ورزشکاران ديده مي شود.

در يک مطالعه نيمه تجربي از بين 48 دانشجوي ورزشکار که جهت ورود به مطالعه اعلام آمادگي کرده بودند، آزمايشات زير به عمل آمد.

آزمودني ها در طي 45 دقيقه بعد از انجام تست بروس بر روي تريد ميل، مکمل تهيه شده از گلوتامين و يا دارونما مصرف نمودند. نمونه هاي خوني در 4 مرحله در جلسه اول: قبل از تمرين، بلافاصله بعد از تمرين، پس از مصرف مکمل يا دارونما و در جلسه دوم: پس از مصرف مکمل يا دارونما از آزمودني ها اخذ شد. داده ها پس از جمع آوري در بانک اطلاعات کامپيوتري ذخيره گرديد.

نتايج نشان داد که پس از مصرف مکمل گلوتامين تنها ايمونوگلوبولين G تغيير معني داري داشته (P = 0/003) و به ميزان 37/37 درصد نسبت به مقادير قبل از فعاليت کاهش يافته است و ايمونوگلوبولين هاي ديگر تحت تاثير مصرف مکمل گلوتامين تغيير معني داري نداشته اند

پس مي توان نتيجه گيري نمود که تاثير مصرف مکمل گلوتامين بعد از تمرين در ارتباط با کاهش سطح ايمونوگلوبولين G به مقدار 37/37 درصد نسبت به مقادير پس از فعاليت بدني معني دار بوده است و لذا پيشنهاد مي شود به منظور حفظ سلامت ورزشکاران در طول فصل مسابقات، پزشکان تيم نسبت به تجويز اصولي گلوتامين به مورزشکاران اقدام نمايند. جهت حصول بهترين نتيجه از مصرف گلوتامين، لازم است مقدار و جدول زمان بندي مصرف آن توسط متخصصان تغذيه تعيين گردد.

http://www.rs272.com/
http://daneshnameh.roshd.ir

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 1:10  توسط دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر سایت( دکتررحمت سخنی )
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب سایت
درباره سایت
مدیریت سایت :دکتر رحمت سخنی
محل سایت :اورمیه مرکز آذربایجان غربی
نشانی تماس با مدیر سایت :اورمیه مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره)
تلفن :04413469931
این سایت و 24سایت پزشکی دیگربه مدیریت دکتر رحمت سخنی به صورت رایگان در اختیار هموطنان ایرانی داخل و خارج کشور قرار داشته و پاسخگوی تمامی سوالات پزشکی آنهاست .انشالله با این اقدام گامی بلند و موثر هر چند کوچک در راه تولید علم و دانش در کشورمان برداشته شود.ضمنا عکس بالا در طرف چپ سایت متعلق به پدر شهیدم آقای ستوانیار محمد سخنی بوده که در مزار شهدای اورمیه در کنار مزار مادرشهیدم خانم جمیله رمضان شیخ سرمست در پناه خداوند متعال آرامیده است .روح هردوی آنهابه اتفاق تمامی شهدای اسلام و پیامبرگرامی (ص) و ائمه اطهار (ع) شاد و قرین رحمت خداگردد .
rs272@yahoo.com

لیست کامل سایتهای دکتر رحمت سخنی و دیگردوستان
ارومیه شهر زیبائیها
سایت اختصاصی دکتر رحمت سخنی
سايت شهيد محمد سخني
سایت روانشناسی دریاچه قو
سایت اطلاع رسانی دکتر شاهین اردوبادی
مسافر جنوب
نغمه های تنهایی
سایت پزشکی آریانا دکتر رحمت سخنی
سایت مشاوره پزشکی دکتر رحمت سخنی
طب هسته ای دکتر رحمت سخنی
طب اورژانس دکتر رحمت سخنی
طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی
طب مذهبی دکتر رحمت سخنی
طب سالمندان دکتر رحمت سخنی
سایت گوناگون دکتر رحمت سخنی
تاریخ و خاطرات پزشکی دکتر رحمت سخنی
طب ورزشی دکتر رحمت سخنی
طب نظامی دکتر رحمت سخنی
طب سنتی و مکمل دکتر رحمت سخنی
سایت دندانپزشکی دکتر رحمت سخنی
سایت داروسازی دکتر رحمت سخنی
پزشکی فوق تخصصی دکتر رحمت سخنی
پزشکی تخصصی دکتر رجمت سخنی
طب پزشکی عمومی دکتر رحمت سخنی
سایت اصلی پزشکی دکتر رحمت سخنی
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم آبان 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
نویسندگان سایت
دكتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani
دکتر محمد حسين رحيمي راد فوق تخصص بيماريهاي ريوي
دکتر مسعود صدرالديني فوق تخصص بيماريهاي گوارشي
دکتر محمد حسن خادم انصاري دانشيار بيوشيمي
دکتر سعيد اعلم رضائيه پزشک اورژانس
دکترعلی افشانی کارشناس آموزش بهداشت
دکتر محمد رحيم کاکائي پزشک اورژانس
دکتر سهيل ثابت
غلامرضا اسم حسيني کارشناس ارشد معارف اسلامي
مهندس عليرضا افغاني کارشناس ميکروبيولوژي
مهندس عبدالعلي حسني کارشناس صنايع غذائي
مهندس مير بهزاد مير اسمعيليان کارشناس کامپيوتر
حليمه شيخلو کارشناس ارشدروا ن پرستاري
دکترناصر خلجي متخصص نوروفيزيولوژي
عبدالله حسينلو کارشناس ارشد فيزيولوژي
پريناز جهان پيما کارشناس ارشد پرستاري
نسرين ون آبادي کارشناس پرستاري
شهريار صيادي کارشناس پرستاري
منيژه صمدي کارشناس پرستاري
نادر اشرفي زاده
سیمین گله بان
دکتر شاهین اردوبادی
رویا خداداد کارشناس پرستاری
پیوندهای سایت
سایت دکتر آزیتا محمودان - فوق تخصص نازایی
سایت دکتر آیت اللهی موسوی - قارچ شناس
سایت دکتر کهربایی -متخصص آموزش جنسی
سایت دکتر علیرضا کریمی - متخصص پوست
سایت دکتر بهنام اوحدی - متخصص روانپزشکی
سایت دکتر فرید عباسی - متخصص پزشکی کوهستان
سایت پرفسور محمد حسین سلطان زاده - استاد بیماریهای کودکان
سایت دکتر هاشم بیگی - متخصص طب سوزنی
سایت دکتر عامری - متخصص گوش حلق بینی
سایت دکتر معنوی - متخصص داروسازی
سایت دکتر ابراهیم رزم پا - فوق تخصص جراحی پلاستیک
سایت دکتر علی وفایی - متخصص کاشت مو
سایت دکتر عنایت الله شهیدی - متخصص هیپنوتیزم و فوق تخصص روانپزشکی
سایت دکتر محمد علی نیلفروش زاده - متخصص پوست ،مو، ناخن
سایت دکتر ولایتی - فوق تخصص اطفال
سایت دکتر رهام صادقی
سایت دکتر مجید ظهرابی - متخصص جراحی مغز و اعصاب
سایت دکتر علیرضا تابان - متخصص هامیو پاتی
سایت دکتر محمد هادی فرجی -متخصص فیزیوتراپی
سایت دکتر حمید قنبری راد - متخصص دندانپزشکی
سایت دکتر سعید دهخدایی - محقق بیماری اوتیسیم
سایت دکتر یلدا اجودی - مدیرسایت مشاوره های تخصصی پزشکی
سایت دکتر محمد زارع - مشاوره پزشکی
سایت دکتر آرش خالق جو - مشاوره دندانپزشکی
سایت دکتر اعلم رضائیه - پزشک اورژانس
سایت دکتر افشار رمضان پور- متخصص پوست و مو
سایت دکتر علیرضا نادری - فوق تخصص چشم (قرنیه )
سایت دکترحمید سجاد- مشاوره های تخصصی پزشکی
سایت دکتر رضا آمری نیا متخصص رژیم درمانی
سایت دکتر جعفر دارابی - متخصص روانشناسی
سایت دکتر حمید رضا شیر محمدی - متخصص بیهاریهای جنسی و آمیزشی
سایت دکتر محمد رضا جاوید - متخصص روانشناسی
سایت پزشکی دکترشریف کف الغزال (انگلیسی -عربی )
سایت مرجع وکامل روانپزشکی در ایران
سایت دکتر سید محسن صالحی توکا - متخصص روانشناسی ورزش
سایت تخصصی پزشکی شایان
سایت دندانپزشکی دکترطالب زاده
سایت دکتر منافی - جراح پلاستیک و زیبایی
سایت دکتر اصغری - متخصص حلق گوش و بینی
سایت دندانپزشکی دکتر غلامی زاده
سایت دندانپزشکی دکتر سید محمد رضا مرتضوی
سایت دندانپزشکی دکتر محمد ابراهیم ذاکر
سایت دندانپزشکی دکتر فریبروز وفایی
سایت دندانپزشکی دکتر هاله خلیل الله
سایت دندانپزشکی دکتر رضایی
سایت دندانپزشکی دکترایرانپور ودکتر طالبیان
سایت دکترشراره - متخصص روانشناسی بالینی و مهارتهای زندگی
سایتهای پزشکی دکتر رحمت سخنی
سایت پزشکی دکتر حسین میرزائی
Acne Assasin
سايت پزشكي دكتر سردار
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

طب سالمندان دکتررحمت سخني
سايت اطلاع رساني دکتر رحمت سخني